السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

653

تفسير الميزان ( فارسي )

خدايند و در ضمن اوصافى كه براى عباد خود ذكر كرده ، فرموده : ( إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ ، تو اى ابليس بر بندگان من تسلط نمىيابى ) « 1 » و از سوى ديگر مقربين را توصيف كرده ، به اينكه : ( وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ ، أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ ، فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ ، سبقت گيرندگان در دنيا بسوى خيرات كه سبقت گيرندگان به مغفرتند در آخرت ، اينان به تنهايى مقربين و در بهشت نعيمند ) « 2 » پس معلوم مىشود اين عباد اللَّه كه در آخرت بسوى نعمت خدا سبقت مىگيرند ، همانهايند كه در دنيا بسوى خيرات سبقت ميگرفتند و اگر به تفحص از حال ايشان ادامه بدهى ، مطالب عجيبى برايت كشف مىشود . پس از آنچه گذشت اين معنا روشن شد : كه ابرار داراى مرتبه عاليه اى از ايمان هستند و آن مرتبه چهارم است كه بيانش گذشت و خداى تعالى در باره شان فرموده : ( الَّذِينَ آمَنُوا ، وَلَمْ يَلْبِسُوا إِيمانَهُمْ بِظُلْمٍ ، أُولئِكَ لَهُمُ الأَمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ ، كسانى كه ايمان آوردند و ايمان خود را با ظلم نياميختند ، تنها اينان هستند كه داراى امنيتند و هم راه يافتگانند ) . « 3 » * ( ( وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْساءِ ) ) * كلمه ( صابرين ) را منصوب آورد ، يعنى نفرمود ( صابرون ) و نصب آن به تقدير مدح است تا به عظمت امر صبر اشاره كرده باشد ، بعضى هم گفته‌اند كه اصولا وقتى كلامى كه در وصف كسى ايراد مىشود طول بكشد وصفى پشت سر وصفى بياورند ، نظريه علماى ادب بر اين است كه ميان اوصاف گاهگاهى مدح و ذمى بياورند و به اين منظور اعراب وصف را مختلف سازند ، گاهى به رفع بخوانند و گاهى به نصب . بحث روايتى از رسول خدا ( ص ) روايت شده كه هر كس به اين آيه عمل كند ايمان خود را به كمال رسانده باشد . « 4 » مؤلف : وجه آن با در نظر داشتن بيان ما روشن است ، و از زجاج و فراء هم نقل شده كه آن دو گفته‌اند : اين آيه مخصوص انبياء معصومين ع است براى اينكه هيچ كس بجز انبياء نمىتواند همه دستوراتى كه در اين آيه آمده آن طور كه حق آن است عمل كند ، اين بود گفتار آن دو ، ولى سخنان آن دو ناشى از اين است كه در مفاد آيات تدبر نكرده‌اند و ميان مقامات معنوى خلط كرده‌اند ، چون آيات سوره دهر كه در باره اهل بيت رسول خدا ع نازل شده ، بعنوان

--> 1 - حجر 42 2 - واقعه - 10 - 12 3 - انعام 82 4 - تفسير صافى ج 1 ص 161