السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

650

تفسير الميزان ( فارسي )

ايمان به آنها را از بندگان خود خواسته و مراد به اين ايمان ، ايمان كامل است كه اثرش هرگز از آن جدا نمىشود و تخلف نميكند ، نه در قلب ، و نه در جوارح ، در قلب تخلف نميكند چون صاحب آن دچار شك و اضطراب و يا اعتراض و يا در پيشامدى ناگوار دچار خشم نميگردد و در اخلاق و اعمال هم تخلف نميكند ، ( چون وقتى ايمان كامل در دل پيدا شد ، اخلاق و اعمال هم اصلاح مىشود ) . دليل بر اينكه مراد از آيه بيان اين معنا است ، ذيل آيه شريفه است كه مىفرمايد : ( اولئك الذين صدقوا ) كه صدق را مطلق آورده و مقيد به زبان يا به اعمال قلب ، يا به اعمال ساير جوارح نكرده ، پس منظور ، آن مؤمنينى است كه مؤمن حقيقى هستند و در دعوى ايمان صادقند ، هم چنان كه در جاى ديگر در باره آنان فرمود : ( فَلا وَرَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ، ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ ، وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيماً ، حاشا به پروردگارت سوگند كه ايمان نمىآورند و ايمانشان واقعى نمىشود مگر وقتى كه تو را در اختلافهايى كه بينشان پيدا مىشود حكم قرار دهند و چون حكمى راندى هيچ ناراحتى در دل خود از حكم تو احساس نكنند و سراپا تسليم تو شوند ) . « 1 » در چنين هنگامى است كه حالشان با آخرين مراتب ايمان ، يعنى مرتبه چهارم كه در ذيل آيه : ( إِذْ قالَ لَه رَبُّه أَسْلِمْ قالَ أَسْلَمْتُ ) « 2 » بيانش گذشت منطبق مىشود . بعد از اين تعريف سپس به بيان پاره اى از اعمالشان پرداخته ، ميفرمايد : * ( ( وَآتَى الْمالَ عَلى حُبِّه ذَوِي الْقُرْبى ، وَالْيَتامى ، وَالْمَساكِينَ ، وَابْنَ السَّبِيلِ ، وَالسَّائِلِينَ ، وَفِي الرِّقابِ ، وَأَقامَ الصَّلاةَ ، وَآتَى الزَّكاةَ ) ) * كه از جمله اعمال آنان نماز را شمرده كه حكمى است مربوط به عبادت كه در آيه ( إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَالْمُنْكَرِ ، نماز از فحشاء و منكر نهى مىكند . « 3 » و نيز در آيه : ( وَأَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي ، نماز را براى يادآورى من به پا بدار « 4 » ، در اهميت آن سخن رفته است ، يكى ديگر زكات را كه حكمى است مالى و مايه صلاح معاش ذكر فرموده و قبل از اين دو بذل مال كه عبارت است از انتشار خير و احسان غير واجب را ذكر كرد كه مايه رفع حوائج محتاجين است و نمىگذارد چرخ زندگيشان ( به خاطر حادثه اى كه برايشان پيش مىآيد ) ، متوقف گردد . خداى سبحان بعد از ذكر پاره اى از اعمال آنان بذكر پاره اى از اخلاقشان پرداخته ، از آن جمله وفاى به عهدى كه كرده‌اند ، و صبر در باساء و ضراء و صبر در برابر دشمن و ناگواريهاى

--> 1 - نساء - 65 2 - بقره - 131 3 - عنكبوت - 45 4 - طه - 14