السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

626

تفسير الميزان ( فارسي )

خصوص آن چيزيهايى كه انسان مستعد براى شقاوت آن هم مستعد به استعداد شديد و تام ، محتاج بان شده و آن عبارتست از رسيدن شقاوتش به حد كمال و به حد صورت نوعيه ، پس دادن چنين صورت نوعيه كه اثرش عذاب دائم است ، منافاتى با رحمت عمومى خدا ندارد ، بلكه اين خود يكى از مصاديق آن رحمت است . بله با رحمت خاصه او منافات دارد ، اما نفس شقى قابل دريافت آن نيست و معنا ندارد كه آن رحمت شامل كسى شود كه از صراط آن به كلى خارج است . پس اينكه گفت : عذاب دائم منافات با رحمت خدا دارد ، اگر مرادش از رحمت ، رحمت عمومى خداست ، كه گفتيم : شقاوت شقى و بدنبالش عذاب خالد او هيچ منافاتى با آن رحمت ندارد ، بلكه خود عين رحمت است و اگر مرادش رحمت خاصه او است ، باز هم منافات ندارد ، براى اينكه شقى مورد اين رحمت نيست ، ( هم چنان كه جاودانه بودن خران در خريت ، با رحمت خاصه خدا كه مخصوص اصحاب صراط مستقيم از انسانها است ، منافات ندارد ) . علاوه بر اينكه اگر اين اشكال تمام باشد در عذاب موقت هم وارد است ، بلكه نسبت به عذابهاى دنيوى نيز متوجه مىشود و اين خود روشن است . و اما به اشكال دوم جواب مىگوييم : نخست بايد معناى ملايم نبودن با طبع را بفهميم و بدانيم كه منظور از آن چيست ؟ چون گاهى منظور از اين عبارت ، نبودن سنخيت ميان موضوع و اثرى است كه با آن موضوع موجود مىشود ، ولى اثر ، اثر طبيعى آن نيست بلكه اثر قسرى آنست ، كه قسر قاسر آن را به گردن موضوع انداخته است . و در مقابل اين اثر ، اثر ملايم است كه منظور از آن اثر طبيعى موضوع است ، يعنى آن اثرى كه از موضوع در صورتى كه آفت گرفته باشد صادر مىشود و در اثر تكرار در آن رسوخ يافته صورت آن مىشود و بطورى كه موضوع با وجود آفتزدگيش طالب آن اثر مىگردد ، در عين اينكه آن را دوست نميدارد ، مثل آن شخص ماليخوليايى كه مثالش گذشت . پس در انسانهاى شقى هم آثار شقاوت ملايم با ذات آنها است ، چون به مقتضاى طبع شقاوتبارشان از آنان صادر مىشود و معلوم است كه آثار صادره از طبع هر چيزى ، ملايم با آن چيز است و در عين حال اين آثار عذاب هم هست ، براى اينكه مفهوم عذاب بر آنها صادق است ، چه صاحب آن آثار دوستدار آنها نيست ، پس از نظر ذوق و و جدان آن آثار را دوست نميدارد ، هر چند كه از حيث صدور دوست ميدارد . و اما جواب به اشكال سوم ، مىگوييم : عذاب در حقيقت عبارتست از : ترتب اثر غير مرضى ، بر موضوع ثابت و حقيقيش ، و در مورد بحث ، عذاب عبارتست از : آثارى كه بر صورت و نوعيت