السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
602
تفسير الميزان ( فارسي )
و درست هم هست ، براى اينكه آن نسبتى كه انسان به فعل خود ( كشتى سازى ) دارد ، اگر به دقت بنگرى ، بيش از آن نسبت كه هر فعلى به سببى از اسباب طبيعى دارد نميباشد و اختيارى كه انسان دارد و با آن به خود ميبالد ، او را سبب تام و مستقل از خداى سبحان و اراده او نميكند و چنان نيست كه احتياج او را به خداى سبحان كمتر از احتياج ساير اسباب طبيعى كند . و در نتيجه ميانه فعلى كه يك نيروى طبيعى در ماده انجام مىدهد ، و با فعل خود ، و انفعال آن ماده ، و تحريك و تركيب و تحليل حاصل از اين فعل و انفعال ، صورتى از صور ، چون صورت سنگ مثلا پديد آيد ، و ميان فعلى كه انسان انجام ميدهد كه يا تحريك است ، يا تقريب است ، يا دور كردن ، صورتى در ماده پديد آورد ، چون صورت كشتى مثلا ، فرق داشته باشد ، در فعل آن نيروى طبيعى بگوئيم : همه اش منتهى به صنع خداى سبحان و ايجاد اوست و آن نيروى طبيعى هيچ استقلالى از خود ندارد ، نه در ذاتش و نه در فعلش ، ولى در فعل انسان اين حكم را نكنيم . بلكه هر دو بدون هيچ تفاوتى مثل هم هستند ، پس كشتى هم مانند آن سنگ و همه موجودات طبيعى ، هم در وجودش محتاج به إله است و هم در تدبير امورش ، و خداى تعالى در يك جمله بسيار كوتاه به اين حقيقت اشاره نموده ، ميفرمايد : ( وَاللَّه خَلَقَكُمْ ، وَما تَعْمَلُونَ ، خدا هم شما را آفريده و هم اعمال شما را ) ، « 1 » چون اين جمله جزء كلماتى است كه خداى سبحان از ابراهيم در برابر قوم خود و در خصوص بتهايى كه آنها إله خود گرفته بودند ، حكايت كرده است . و اين پر واضح است كه صنم يعنى بت ، يك موجود صنعتى مانند كشتىاى است كه در دريا حركت مىكند و خداى تعالى در باره اش مىفرمايد : ( وَلَه الْجَوارِ الْمُنْشَآتُ فِي الْبَحْرِ كَالأَعْلامِ ، خداى راست كشتىهايى كه در دريا چون كوه پيدا شده ) « 2 » و مع ذلك خدا اين كشتى را ملك خود شمرده ، و نيز تدبير امر آن راجع به خود دانسته و فرموده : ( وَسَخَّرَ لَكُمُ الْفُلْكَ لِتَجْرِيَ فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِه ، و كشتى را براى شما رام كرد تا در دريا به امر او حركت كند ) ، « 3 » . گفتار در اينكه مصنوعات انسانها هم مصنوع خداست راستى اين هايى كه صنايع بشرى را مصنوع و مخلوق انسان ميدانند و ميگويند : كه هيچ رابطه اى ميان آنها و إله عالم عز اسمه نيست ، بخاطر اينكه تنها اراده و اختيار انسان در آن دخالت دارد تا چه اندازه غافل هستند . يك عده از آنان - يعنى ماديين كه به كلى منكر خداى صانع هستند - پنداشتهاند ، دليل
--> 1 - صافات - 96 2 - الرحمن - 24 3 - ابراهيم - 32