السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

31

تفسير الميزان ( فارسي )

جهت كه مخلوق او است و منسوب به او است حسن و زيبا است ، پس حسن و زيبايى دائر مدار خلقت است ، هم چنان كه خلقت دائر مدار حسن مىباشد ، پس هيچ خلقى نيست مگر آنكه به احسان خدا حسن و به اجمال او جميل است ، و به عكس هيچ حسن و زيبايى نيست مگر آنكه مخلوق او ، و منسوب به او است . و نيز فرموده : ( هُوَ اللَّه الْواحِدُ الْقَهَّارُ او است خداى واحد قهار ) ، « 1 » نيز فرموده : ( وَعَنَتِ الْوُجُوه لِلْحَيِّ الْقَيُّومِ ، ذليل و خاضع شد وجوه در برابر حى قيوم ) « 2 » و در اين دو آيه خبر داده است از اينكه هيچ چيزى را به اجبار كسى و قهر قاهرى نيافريده ، و هيچ فعلى را به اجبار اجبار كننده اى انجام نميدهد ، بلكه هر چه خلق كرده با علم و اختيار خود كرده ، در نتيجه هيچ موجودى نيست مگر آنكه فعل اختيارى او است ، آن هم فعل جميل و حسن ، پس از جهت فعل تمامى حمدها از آن او است . و اما از جهت اسم ، يك جا فرموده : ( اللَّه لا إِله إِلَّا هُوَ لَه الأَسْماءُ الْحُسْنى ، خدا است كه معبودى جز او نيست ، و او را است اسماء حسنى ) ، « 3 » و جايى ديگر فرموده : ( وَلِلَّه الأَسْماءُ الْحُسْنى فَادْعُوه بِها وَذَرُوا الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمائِه ، خداى را است اسمايى حسنى ، پس او را به آن اسماء بخوانيد ، و آنان را كه در اسماء او كفر مىورزند رها كنيد ، و بخودشان واگذاريد ) ، « 4 » و اعلام داشته كه او هم در اسمائش جميل است ، و هم در افعالش ، و هر جميلى از او صادر مىشود . پس روشن شد كه خداى تعالى هم در برابر اسماء جميلش محمود و سزاوار ستايش است ، و هم در برابر افعال جميلش ، و نيز روشن شد كه هيچ حمدى از هيچ حامدى در برابر هيچ امرى محمود سر نمىزند مگر آنكه در حقيقت حمد خدا است ، براى آنكه آن جميلى كه حمد و ستايش حامد متوجه آنست فعل خدا است ، و او ايجادش كرده ، پس جنس حمد و همه آن از آن خدا است . از سوى ديگر ظاهر سياق و به قرينه التفاتى كه در جمله : * ( ( إِيَّاكَ نَعْبُدُ ) ) * . . . ، به كار رفته ، و ناگهان خداى سبحان مخاطب بندگان قرار گرفته ، چنين دلالت دارد كه سوره مورد بحث كلام بنده خداست ، به اين معنا كه خداى تعالى در اين سوره به بنده خود ياد مىدهد كه چگونه حمدش گويد ، و چگونه سزاوار است ادب عبوديت را در مقامى كه مىخواهد اظهار عبوديت كند ، رعايت نمايد ، و اين ظاهر را جمله * ( ( الْحَمْدُ لِلَّه ) ) * نيز تاييد مىكند . براى اينكه حمد توصيف است ، و خداى سبحان خود را از توصيف واصفان از بندگانش

--> 1 - سوره زمر آيه 4 2 - سوره طه آيه 111 3 - سوره طه آيه 8 4 - سوره اعراف آيه 180