السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

549

تفسير الميزان ( فارسي )

من بعد از بستن در خانه و برگشتن به پشت ميز تازه سر از روى دستم برداشتم و از آنچه ديدم تعجب كردم و چند سؤال برايم پيش آمد اول اينكه آيا راستى من از پشت ميز برخاستم و به در خانه رفتم و يا آنچه ديدم همين جا ديدم ولى يقين دارم كه خواب نبودم . دوم اينكه : اين آقا خود را به نام شاه حسين ولى معرفى كرد ، ولى از قيافه اش بر مىآيد كه گفته باشد شيخ حسين ولى ، لكن هر چه فكر كردم نتوانستم به خود بقبولانم كه گفته باشد : شيخ ، از طرفى هم قيافه اش قيافه شاه نبود ، اين سؤال هم چنان بدون جواب ماند تا آنكه مرحوم والدم از تبريز نوشتند كه تابستان به ايران بروم در تبريز بر حسب عادت نجف ، بين الطلوعين قدم مىزدم روزى از قبرستان كهنه تبريز مىگذشتم به قبرى برخوردم كه از نظر ظاهر پيدا بود قبر يكى از بزرگان است ، وقتى سنگ قبر را خواندم ديدم قبر مردى است دانشمند بنام شاه حسين ولى و حدود سيصد سال پيش از آمدن به در خانه ، از دنيا رفته است . سؤال سومى كه برايم پيش آمد تاريخ هيجده سال بود كه اين تاريخ ابتدائش چه وقت بوده است ؟ وقتى است كه من شروع به تحصيل علوم دينى كرده‌ام ؟ كه من بيست و پنج سال است مشغولم ، و يا وقتى است كه من به حوزه نجف اشرف مشرف شده‌ام ؟ كه آن هم بيش از ده سال نيست پس ماده تاريخ هيجده از چه وقت است ؟ و چون خوب فكر كردم ديدم هيجده سال است كه به لباس روحانيت ملبس و مفتخر شده‌ام . اين را هم بگويم و بگذرم كه نگارنده از آنجا كه مىترسم جناب استادم با درج اين قصه مخالفت كند لذا تصميم دارم وقتى مقابله همه روزه ما به اينجا رسيد اين قسمت را نخوانم . بحث فلسفى آيا نفس و يا به عبارتى روح آدمى موجودى است مجرد از ماده ؟ ( البته مراد ما از نفس آن حقيقتى است كه هر يك از ما در هنگام سخن با عبارت : من ، ما ، شما ، او ، فلانى ، و امثال آن از آن حكايت مىكنيم و يا بدان اشاره مينمائيم ، و نيز مراد ما به تجرد نفس اين است كه موجودى مادى و قابل قسمت و داراى زمان و مكان نباشد ) . حال كه موضوع بحث روشن شد و معلوم گشت كه در باره چه چيز بحث مىكنيم ، اينك مىگوييم : جاى هيچ شك نيست كه ما در خود معنايى و حقيقتى مىيابيم و مشاهده مىكنيم كه از آن معنا و حقيقت تعبير مىكنيم به ( من ) ، ( و مىگوييم من پسر فلانم ، - و مثلا در همدان متولد شدم ، - من به او گفتم و امثال اين تعبيرها كه همه روزه مكرر داريم ) .