السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
26
تفسير الميزان ( فارسي )
مخصوصا اين تناسب از اين جهت روشنتر به نظر مىرسد كه كلام خدا با اين جمله آغاز شده ، و كلام ، خود فعلى است از افعال ، و ناگزير داراى وحدتى است ، و وحدت كلام به وحدت معنا و مدلول آن است ، پس لا جرم كلام خدا از اول تا به آخرش معناى واحدى دارد ، و آن معناى واحد غرضى است كه به خاطر آن غرض ، كلام خود را به بندگان خود القاء كرده است . حال آن معناى واحدى كه غرض از كلام خداى تعالى است چيست ؟ از آيه : ( قَدْ جاءَكُمْ مِنَ اللَّه نُورٌ وَكِتابٌ مُبِينٌ ، يَهْدِي بِه اللَّه ، از سوى خدا به سوى شما نورى و كتابى آشكار آمد ، كه به سوى خدا راه مىنمايد ) . . . ، « 1 » و آياتى ديگر ، كه خاصيت و نتيجه از كتاب و كلام خود را هدايت بندگان دانسته ، فهميده مىشود : كه آن غرض واحد هدايت خلق است ، پس در حقيقت هدايت خلق با نام خدا آغاز شده ، خدايى كه مرجع همه بندگان است ، خدايى كه رحمان است ، و به همين جهت سبيل رحمتش را براى عموم بندگانش چه مؤمن و چه كافر بيان مىكند ، آن سبيلى كه خير هستى و زندگى آنان در پيمودن آن سبيل است ، و خدايى كه رحيم است ، و به همين جهت سبيل رحمت خاصه اش را براى خصوص مؤمنين بيان مىكند ، آن سبيلى كه سعادت آخرت آنان را تامين نموده ، و به ديدار پروردگارشان منتهى مىشود ، و در جاى ديگر از اين دو قسم رحمتش ، يعنى رحمت عامه و خاصه اش خبر داده ، فرمود : ( وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ ، فَسَأَكْتُبُها لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ ، رحمتم همه چيز را فرا گرفته ، و به زودى همه آن را به كسانى كه تقوى پيشه كنند اختصاص مىدهم ) « 2 » اين ابتداء به نام خدا نسبت به تمامى قرآن بود ، كه گفتيم غرض از سراسر قرآن يك امر است ، و آن هدايت است ، كه در آغاز قرآن اين يك عمل با نام خدا آغاز شده است . و اما اينكه اين نام شريف بر سر هر سوره تكرار شده ، نخست بايد دانست كه خداى سبحان كلمه ( سوره ) را در كلام مجيدش چند جا آورده ، از آن جمله فرموده : ( فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِه ) ، « 3 » و فرموده : ( فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِه مُفْتَرَياتٍ ) « 4 » و فرموده : ( إِذا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ ) ، « 5 » و فرموده : ( سُورَةٌ أَنْزَلْناها وَفَرَضْناها ) . « 6 » از اين آيات مىفهميم كه هر يك از اين سوره ها طائفه اى از كلام خدا است ، كه براى خود و جداگانه ، وحدتى دارند ، نوعى از وحدت ، كه نه در ميان ابعاض يك سوره هست ، و نه ميان سوره اى و سوره اى ديگر . و نيز از اينجا مىفهميم كه اغراض و مقاصدى كه از هر سوره بدست مىآيد مختلف است ، و هر سوره اى غرضى خاص و معناى مخصوصى را ايفاء مىكند ، غرضى را كه تا سوره تمام نشود
--> 1 - سوره مائده آيه 16 2 - سوره اعراف آيه 156 3 - سوره يونس آيه 38 4 - سوره هود آيه 13 5 - توبه آيه 86 6 - سوره نور آيه 1