السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

539

تفسير الميزان ( فارسي )

و اين روش يعنى طريقه دوم در اصلاح اخلاق طريقه انبياء است كه نمونه هاى بسيارى از آن در قرآن آمده و نيز به طورى كه پيشوايان ما نقل كرده‌اند ، در كتب آسمانى گذشته نيز بوده است . طريقه سوم در اين ميان طريقه سومى هست كه مخصوص به قرآن كريم است و در هيچ يك از كتب آسمانى كه تا كنون به ما رسيده يافت نميشود و نيز از هيچ يك از تعاليم انبياء گذشته سلام اللَّه عليهم اجمعين نقل نشده و نيز در هيچ يك از مكاتب فلاسفه و حكماى الهى ديده نشده و آن عبارت از اين است كه انسانها را از نظر اوصاف و طرز تفكر ، طورى تربيت كرده كه ديگر محل و موضوعى براى رذائل اخلاقى باقى نگذاشته و به عبارت ديگر اوصاف رذيله و خوىهاى ناستوده را ، از طريق رفع از بين برده نه دفع ، يعنى اجازه نداده كه رذائل در دلها راه يابد تا در صدد بر طرف كردنش برآيند ، بلكه دلها را آن چنان با علوم و معارف خود پر كرده كه ديگر جايى براى رذائل باقى نگذاشته است . توضيح اينكه هر عملى كه انسان براى غير خدا انجام دهد ، الا و لا بد منظورى از آن عمل در نظر دارد ، يا براى اين مىكند كه در كردن آن عزتى سراغ دارد و ميخواهد آن را بدست آورد و يا بخاطر ترس از نيرويى آن را انجام ميدهد ، تا از شر آن نيرو محفوظ بماند ، قرآن كريم هم عزت را منحصر در خداى سبحان كرده ، و فرموده : ( إِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّه جَمِيعاً ، عزت همه اش از خداست ) ، « 1 » و هم نيرو را منحصر در او كرده و فرموده : ( أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّه جَمِيعاً ، نيرو همه اش از خداست ) « 2 » . و معلوم است كسى كه به اين دين و به اين معارف ايمان دارد ، ديگر در دلش جايى براى ريا و سمعه و ترس از غير خدا و اميد به غير خدا و تمايل و اعتماد به غير خدا ، باقى نمىماند ، و اگر براستى اين دو قضيه براى كسى معلوم شود ، يعنى علم يقينى بدان داشته باشد ، تمامى پستىها و بديها از دلش شسته مىشود و اين دو قضيه دل او را به زيور صفاتى از فضائل ، در مقابل آن رذائل مىآرايد ، صفاتى الهى چون تقواى باللَّه و تعزز باللَّه و غير آن از قبيل مناعت طبع و كبرياء و غناى نفس و هيبتى الهى و ربانى . و نيز در كلام خداى سبحان مكرر آمده كه ملك عالم از خداست و ملك آسمانها و زمين از اوست و آنچه در آسمانها و زمين است از آن وى است كه مكرر بيانش گذشت ، و حقيقت اين

--> 1 - سوره يونس آيه 65 2 - سوره بقره آيه 165