السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

532

تفسير الميزان ( فارسي )

و چون چنين است ، رب او و مالك او هر گونه تصرفى كه بخواهد در او مىكند و خود او هيچگونه اختيار و مالكيتى ندارد و به هيچ وجه مستقل از مالك خود نيست ، مالك حقيقى وجودش و قوايش و افعالش . و اگر هم هستى او را و نيز قوا و افعال او را به خود او نسبت ميدهند ، مثلا مىگويند فلانى وجود دارد قوا و افعالى دارد ، چشم و گوش دارد ، و يا اعمالى چون راه رفتن و سخن گفتن و خوردن و نوشيدن دارد ، همين نسبت نيز به اذن مالك حقيقى اوست كه اگر مالك حقيقيش چنين اجازه اى نداده بود ، همه اين نسبتها دروغ بود ، زيرا او و هيچ موجودى ديگر مالك چيزى نيستند ، و هيچيك از اين نسبتها را ندارند ، براى اينكه گفتيم : به هيچ وجه استقلالى از خود ندارند ، هر چه دارند ملك اوست . ( چيزى كه هست آدمى تا در اين نشئه زندگى مىكند ، كه ضرورت زندگى اجتماعى ناگزيرش كرده ملكى اعتبارى براى خود درست كند و خدا هم اين اعتبار را معتبر شمرده و اين نيز باعث شده كه رفته رفته امر بر او مشتبه گردد و خود را مالك واقعى ملكش بپندارد لذا خداى سبحان در آيه : لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّه الْواحِدِ الْقَهَّارِ ، ملك امروز از آن كيست ؟ از آن خداست ، واحد قهار ) « 1 » . مىفرمايد : به زودى اعتبار نامبرده لغو خواهد شد و اشياء به حال قبل از اذن خدا برميگردند ، و روزى خواهد رسيد كه ديگر ملكى نماند ، مگر براى خدا و بس ، آن وقت است كه آدمى با همه آن چيزها كه ملك خود مىپنداشت ، بسوى خداى سبحان برميگردد . پس معلوم مىشود ملك دو جور است ، يكى ملك حقيقى كه دارنده آن تنها و تنها خداى سبحان است ، واحدى با او در اين مالكيت شريك نيست ، نه هيچ انسانى و نه هيچ موجودى ديگر ، و يكى ديگر ملك اعتبارى و ظاهرى و صورى است ، مثل مالكيت انسان نسبت به خودش و فرزندش و مالش و امثال اينها ، كه در اين چيزها مالك حقيقى خداست و مالكيت انسان به تمليك خداى تعالى است ، آن هم تمليك ظاهرى و مجازى . پس اگر آدمى متوجه حقيقت ملك خداى تعالى بشود و آن ملكيت را نسبت به خود حساب كند ، مىبيند كه خودش ملك مطلق پروردگارش است ، و نيز متوجه مىشود كه اين ملك ظاهرى و اعتبارى كه ميان انسانها دست به دست مىشود و از آن جمله ملك انسان نسبت به خودش و مالش ، و فرزندانش و هر چيز ديگر ، به زودى باطل خواهد شد و به سوى پروردگارش رجوع خواهد كرد ، و بالأخره متوجه مىشود كه خود او اصلا مالك هيچ چيز نيست ، نه ملك حقيقى و نه مجازى .

--> 1 - سوره غافر آيه 16