السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
511
تفسير الميزان ( فارسي )
( ذكر ) به معناى ذكر لفظى بوده ، معنايش منحصر در آن باشد ، و سخن كوتاه آنكه ذكر داراى مراتبى است كه اختلاف آن مراتب در آيات زير كاملا مشهود است . ( أَلا بِذِكْرِ اللَّه تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ ، آگاه باش كه با ياد خدا دلها آرامش مىيابد ) « 1 » ( وَاذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَخِيفَةً ، وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ ، پروردگار خود را در دل به ياد آور ، هم از تضرع و هم از ترس و هم آهسته به زبان ) « 2 » ، ( فَاذْكُرُوا اللَّه كَذِكْرِكُمْ آباءَكُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِكْراً ، پس خدا را به ياد آريد آن طور كه به ياد پدران خود هستيد و يا شديدتر از آن ) ، « 3 » در اين آيه ذكر را به وصف شدت توصيف كرده ، و معلوم است كه مقصود از آن ذكر باطنى و معنوى است ، چون ذكر لفظى ، شدت و ضعف ندارد . ( وَاذْكُرْ رَبَّكَ إِذا نَسِيتَ ، وَقُلْ عَسى أَنْ يَهْدِيَنِ رَبِّي لأَقْرَبَ مِنْ هذا رَشَداً ) ، « 4 » كه ذيل اين آيه دلالت دارد بر اينكه ميخواهد بفرمايد اميدوار آن باش كه بالاتر از ذكر به مقامى برسى كه بالاتر از آن مقام كه فعلا دارى بوده باشد ، پس برگشت معنا به اين مىشود كه تو وقتى از يك مرتبه از مراتب ذكر خدا پائين آمدى و به مرتبه پائينتر برگشتى ، بگو چنين و چنان ، پس به حكم اين آيه تنزل از مقام بلندترى از ذكر و ياد خدا نيز نسيان است ، پس آيه شريفه دلالت دارد بر اينكه ذكر قلبى هم براى خود مراتبى دارد ، از اينجا روشن مىشود اينكه بعضى گفتهاند : ذكر به معناى حضور معنا است در نفس ، سخنى است درست ، براى اينكه حضور داراى مراتبى است . در آيه مورد بحث امر به ( ياد آورى ) متعلق به ( ياء ) متكلم شده ، فرموده : مرا ياد بياور ، اگر ياد آورى خدا را ، عبارت بدانيم ، از حضور خدا در نفس ، ناگزير بايد قائل به تجوز شويم ، ( و بگوئيم : مثلا منظور ياد نعمتها و يا عذابهاى خداست ) و اما اگر تعبير نامبرده را تعبيرى حقيقى بدانيم ، آن وقت آيه شريفه دلالت مىكند بر اينكه آدمى غير از آن علمى كه معهود همه ما است ، و آن را مىشناسيم ، كه عبارتست از حضور معلوم در ذهن عالم ، يك نسخه ديگرى از علم دارد ، چون اگر مراد همان علم معمولى باشد ، سر به تحديد خدا در مىآورد ، چون اين قبيل علم عبارت است از تحديد و توصيف عالم معلوم خود را ، و ساحت خداى سبحان منزه از آنست كه كسى او را تحديد و توصيف كند ، هم چنان كه خودش فرمود : ( سُبْحانَ اللَّه عَمَّا يَصِفُونَ إِلَّا عِبادَ اللَّه الْمُخْلَصِينَ ، منزه است خدا از هر توصيفى كه اينان برايش ميكنند ، مگر توصيف بندگان مخلص ) . « 5 » و نيز فرموده : ( وَلا يُحِيطُونَ بِه عِلْماً ، احاطه علمى به او پيدا نميكنند ) ، « 6 » و انشاء اللَّه تعالى در
--> 1 - سوره رعد آيه 28 2 - سوره اعراف آيه 205 3 - سوره بقره آيه 200 4 - سوره كهف 24 5 - سوره صافات آيه 160 6 - سوره طه آيه 110