السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
496
تفسير الميزان ( فارسي )
امت اسلام ناميده مىشوند ، از نظر ظاهر امتند و نيز اگر همه عرب و مسلمانان غير عرب امت اسلام ناميده مىشوند ، از نظر اشتراك در حكم است و گر نه حقيقت و واقع آن امت كه ابراهيم ع از خدا درخواست كرد ، همان اولياء دين هستند و بس . * ( ( يَتْلُوا عَلَيْكُمْ آياتِنا ) ) * ، كلمه : ( آياتنا ) ظهور در آيات قرآن دارد ، چون قبل از آن كلمه ( يتلوا ) آمده ، و معلوم است كه تلاوت در مورد الفاظ استعمال مىشود ، نه معانى و كلمه ( تزكيه ) به معناى تطهير است و تطهير عبارتست از زايل كردن پليدىها و آلودگىها ، در نتيجه كلمه تطهير هم شامل اعتقادات فاسد چون شرك و كفر مىشود و هم شامل ملكات رذيله چون تكبر و بخل مىگردد و هم اعمال فاسد و شنيع چون كشتن و زنا و شرابخوارى را شامل مىشود . و تعليم كتاب و حكمت و نيز تعليم آنچه نمىدانستيد ، دو جمله است كه شامل تمامى معارف اصولى و فروعى دين مىگردد . اين را هم بايد دانست كه آيات شريفه مورد بحث مشتمل بر چند مورد التفات نسبت به خداى تعالى است ، يك جا خداى تعالى غايب ( او ) حساب شده ، يك جا متكلم وحده ( من ) ، جايى ديگر متكلم مع الغير ( ما ) ، و نيز چند التفات ديگر نسبت به غير خداى تعالى كه باز يك جا غايب حساب شدهاند و يك جا مخاطب و يك جا متكلم كه اگر خواننده عزيز در آنها دقت به عمل آورد ، نكته هايش پوشيده نمىماند . بحث روايتى در تفسير مجمع البيان « 1 » از قمى روايت كرده كه در تفسيرش در ذيل آيه : * ( ( سَيَقُولُ السُّفَهاءُ ) ) * الخ از قول امام صادق ع نقل كرده كه فرمود : قبله وقتى از بيت المقدس بسوى كعبه برگرديد كه رسول خدا ( ص ) سيزده سال در مكه نماز بسوى بيت المقدس خوانده بود و بعد از مهاجرت به مدينه هم هفت ماه به همان سو نماز خواند آن وقت خدا او را به طرف مكه برگردانيد . چون يهوديان رسول خدا ( ص ) را سرزنش مىكردند و مىگفتند : تو تابع مايى و بسوى قبله ما نماز مىگزارى ، رسول خدا ( ص ) از اين سرزنش دچار اندوهى سخت شد و در نيمه شبى از خانه بيرون شد و به آفاق آسمان نگاه مىكرد منتظر بود از ناحيه خداى تعالى در اين خصوص امرى صادر شود فرداى آن شب وقتى هنگام نماز ظهر شد ، آن جناب در مسجد بنى سالم بود و دو ركعت از نماز ظهر را خواند كه جبرئيل نازل شده ، دست به دو شانه آن حضرت گذاشت و او را به طرف كعبه
--> 1 - تفسير مجمع البيان ج 1 ص 223