السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

480

تفسير الميزان ( فارسي )

بخواهد و بهر قسم كه بخواهد و در هر زمان كه بخواهد در آنها مىراند ، و هر حكمى هم كه بكند به منظور هدايت خلق ، و بر طبق مصلحت و كمالاتى است كه براى فرد و نوع آنها اراده مىكند ، پس او هيچ حكمى نميكند مگر به خاطر اين كه بوسيله آن حكم ، خلق را هدايت كند ، و هدايت هم نمىكند ، مگر بسوى آنچه كه صراط مستقيم و كوتاه ترين راه بسوى كمال قوم و صلاح ايشان است . پس بنا بر اين در جمله * ( ( سَيَقُولُ السُّفَهاءُ مِنَ النَّاسِ ) ) * ، منظور از سفيهان از مردم ، يهود و مشركين عرب است ، و به همين جهت از ايشان تعبير به ناس كرد ، و اگر سفيهشان خواند ، بدان جهت بود كه فطرتشان مستقيم نيست ، و رأيشان در مسئله تشريع و دين ، خطا است ، و كلمه سفاهت هم به همين معنا است ، كه عقل آدمى درست كار نكند ، و رأى ثابتى نداشته باشد . * ( ( ما وَلَّاهُمْ ) ) * الخ ، اين كلمه از ماده ( و - ل - ى ) و از مصدر توليت است ، و توليت هر چيز و هر جا به معناى پيش رو قرار دادن آنست ، هم چنان كه كلمه استقبال نيز به اين معنا است ، خداى تعالى فرموده : ( * ( فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضاها ) * ، ما پيش رويت قبله اى قرار ميدهيم كه آن را بپسندى ) اين معناى توليت است ، و اما اگر كلمه نامبرده با لفظ ( عن ) متعدى شود ، يعنى بگوئيم ( ولى عن شىء ) ، معنايش درست به عكس مىشود ، يعنى معناى اعراض و رو برگرداندن از آن چيز را مىدهد ، نظير كلمه ( استدبار ) و امثال آن . و معناى آيه اينست كه سفيهان به زودى خواهند گفت : چه علتى سبب شد كه ايشان را و يا روى ايشان را از قبله اى كه رو بان نماز ميخواندند برگرداند ؟ چون مسلمانان تا آن روز يعنى ايامى كه رسول خدا ( ص ) در مكه بود ، و چند ماهى بعد از هجرت رو به قبله يهود و نصارى يعنى بيت المقدس نماز ميخواندند . و اگر يهود در اين اعتراض كه قرآن حكايت كرده قبله ( بيت المقدس را به مسلمانان نسبت دادند ، با اينكه يهوديان در نماز بسوى بيت المقدس قديمىتر از مسلمانان بودند ، به اين منظور بوده كه در ايجاد تعجب و در وارد بودن اعتراض مؤثرتر باشد ) . و نيز اگر بجاى اينكه بفرمايد : ( چه چيز پيامبر و مسلمين را از قبله شان برگردانيد ؟ ) فرمود : ( چه چيز ايشان را از قبله شان برگردانيد ) به همين جهت بود كه گفتيم ، چون اگر فرموده بود : ( پيامبر و مسلمين را ، چه علتى از قبله يهود برگردانيد ؟ ) آن طور كه بايد تعجب را بر نمىانگيخت ، و جواب از آن با كمترين توجهى براى هر شنونده آسان بود . * ( ( قُلْ لِلَّه الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ ) ) * ، در اين آيه از ميانه جهات چهارگانه ، تنها بذكر مشرق و مغرب اكتفاء شده ، بدين سبب كه در هر افقى ساير جهات به وسيله اين دو جهت معين مىشود ، هم