السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
471
تفسير الميزان ( فارسي )
لذا اگر در آيه مورد بحث مىفرمود : ( و ما اوتى ابراهيم و اسماعيل ) الخ دلالت صريح نميداشت بر اينكه نامبردگان شخصا صاحب ملت و وحى بودند ، و احتمال داده ميشد كه آنچه به آن دو بزرگوار و به اسحاق و يعقوب داده شده ، همانها بوده كه به موسى و عيسى ع دادهاند ، و آنان تابع اينان بودهاند هم چنان كه بخاطر همين تبعيت ، ( دادن ) را به بنى اسرائيل هم نسبت داد ، و لذا براى دفع اين توهم ، در خصوص ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب ، لفظ ( انزال ) را آورد ، تا بفهماند به آن حضرات نيز وحى ميشده ، و اما انبياء قبل از ابراهيم ، چون يهود و نصارى در باره آنان حرفى نداشتند ، و توهم نامبرده را در باره آنها نمىكردند ، لذا در باره آنها تعبير به ( دادن ) كرد ، و فرمود : * ( ( وَما أُوتِيَ النَّبِيُّونَ ) ) * . ( و الاسباط ) الخ ، كلمه اسباط جمع سبط ( نواده ) است ، و در بنى اسرائيل معناى قبيله در بنى اسرائيل را ميدهد ، و سبط مانند قبيله به معناى جماعتى است كه در يك پدر مشترك باشند ، و همه به او منتهى گردند ، و سبطهاى بنى اسرائيل دوازده تيره و امت بودند ، كه هر تيره از آنان به يكى از دوازده فرزند يعقوب منتهى ميشدند و از هر يك از آن دوازده فرزند ، امتى پديد آمده بود . حال اگر مراد به اسباط همان امتها و اقوام باشد ، در اين صورت اينكه نسبت نازل كردن كتاب را به همه آنان داده ، از اين جهت بوده كه همه آن دوازده تيره مشتمل بر پيغمبرانى بوده ، و اگر مراد به اسباط اشخاصى از انبياء باشد كه به ايشان وحى ميشده ، در اين صورت باز منظور برادران يوسف نيستند ، چون ايشان انبياء نبودند ، و نظير اين آيه شريفه آيه ( وَأَوْحَيْنا إِلى إِبْراهِيمَ وَإِسْماعِيلَ وَإِسْحاقَ وَيَعْقُوبَ وَالأَسْباطِ وَعِيسى ) « 1 » است كه در آن نيز وحى را به اسباط نسبت داده است . * ( ( فَإِنْ آمَنُوا بِمِثْلِ ما آمَنْتُمْ بِه ، فَقَدِ اهْتَدَوْا ) ) * الخ ، آوردن كلمه ( مثل ) با اينكه اصل معنا ( فان آمنوا بما آمنتم به ، پس اگر ايمان آورند به آنچه شما بدان ايمان آوردهايد ) است ، به اين منظور بوده كه با آوردن آن شاهرگ دشمنى و جدال را زده باشد ، چون اگر مىفرمود : ( آمنوا بما آمنا به ، ايمان آوريد به همان دينى كه ما بدان ايمان آورديم ) ممكن بود در پاسخ بگويند ( نه ، ما تنها به آنچه بر خودمان نازل شده ايمان مىآوريم ، و به غير آن كافريم ، هم چنان كه همين پاسخ را دادند ) . ولى اگر بجاى آن بفرمايد . كه همين طور هم فرمود : ( ما به دينى ايمان آورديم كه مشتمل نيست جز بر حق ، و در آن غير از حق چيزى نيست ، پس شما هم به دينى مثل آن ايمان بياوريد كه غير از حق چيزى در آن نباشد ) در اين صورت خصم ديگر بهانه اى ندارد كه جدال كند ، و جز
--> ( 1 - سوره نساء آيه 163