السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

445

تفسير الميزان ( فارسي )

مىكند بخاطر انس ذهنى كه اهل اجتماع باصطلاحات اجتماعى خود دارند ، ظاهر در شرافتهاى اعتبارى و معروف باشد . راستى چقدر خوب بود مىفهميديم اين آقايان با آياتى كه در خصوص زينتهاى بهشتى و تشرف اهل بهشت به طلا و نقره سخن ميگويد ، چه معامله ميكنند ؟ با اينكه طلا و نقره دو فلز هستند ، كه به غير از گرانى قيمت كه ناشى از كميابى آنها است ؟ هيچ شرافتى ندارند ؟ از ايشان مىپرسيم : منظور از احترام و تشريف اهل بهشت بوسيله طلا و نقره چيست ؟ و داشتن طلا و نقره و ثروتمند بودن در بهشت چه اثرى دارد ؟ با اينكه گفتيم اعتبار مالى تنها در ظرف اجتماع معنا دارد ، و در بيرون از اين ظرف اصلا معنا ندارد ، آيا براى اين گونه بيانات الهى ، و ظواهر دينى وجهى به غير اين هست ، كه بگوئيم اين ظواهر پرده هايى است ، كه بر روى اسرارى انداخته‌اند ؟ خوب ، اگر وجه همين است ( كه به غير اينهم نمىتواند باشد ) ، پس چرا اين گونه بيانات را در باره نشئه آخرت جائز بدانيم ، ولى نظير آن را در بعضى از مسائل دنيايى جائز ندانيم ؟ . و در تفسير عياشى « 1 » از زبيرى از امام صادق ع روايت آمده كه گفت : به حضرتش عرضه داشتم : بفرمائيد ببينم امت محمد ( ص ) چه كسانى هستند ؟ فرمود : امت محمد ( ص ) خصوص بنى هاشمند ، عرضه داشتم : چه دليلى بر اين معنا هست كه امت محمد ( ص ) تنها اهل بيت اويند ، نه ديگران ؟ فرمود : قول خداى تعالى كه فرموده : * ( ( وَإِذْ يَرْفَعُ إِبْراهِيمُ الْقَواعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَإِسْماعِيلُ ، رَبَّنا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ، رَبَّنا وَاجْعَلْنا مُسْلِمَيْنِ لَكَ ، وَمِنْ ذُرِّيَّتِنا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَكَ ، وَأَرِنا مَناسِكَنا ، وَتُبْ عَلَيْنا إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ ) ) * ، كه وقتى خداى تعالى اين دعاى ابراهيم و اسماعيل را مستجاب كرد ، و از ذريه او امتى مسلمان پديد آورد ، و در آن ذريه ، رسولى از ايشان ، يعنى از همين امت مبعوث كرد ، كه آيات او را براى آنان تلاوت كند ، و ايشان را تزكيه نموده ، كتاب و حكمتشان بياموزد . و نيز بعد از آنكه ابراهيم دعاى اولش را به دعاى ديگر وصل كرد ، و از خدا براى امت ، طهارت از شرك و از پرستش بتها درخواست نمود ، تا در نتيجه ، امر آن رسول در ميانه امت نافذ ، و مؤثر واقع شود ، و امت از غير او پيروى نكنند و گفت : ( وَاجْنُبْنِي وَبَنِيَّ أَنْ نَعْبُدَ الأَصْنامَ ، رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ كَثِيراً مِنَ النَّاسِ ، فَمَنْ تَبِعَنِي فَإِنَّه مِنِّي ، وَمَنْ عَصانِي فَإِنَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ ) . « 2 » لذا از اينجا مىفهميم آن امامان و آن امت مسلمان ، كه محمد ( ص ) در ميان آنان مبعوث شده ، به غير از ذريه ابراهيم نيستند ، چون ابراهيم درخواست كرد كه خدايا ( مرا و فرزندانم را از

--> 1 - تفسير عياشى ج 1 ص 60 2 - سوره ابراهيم آيه 36