السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

433

تفسير الميزان ( فارسي )

مىفرمايد : * ( ( طَهِّرا بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْعاكِفِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ ) ) * ، و به همين جهت جا دارد بنده خدا وقتى وارد مكه مىشود ، طاهر باشد ، و عرق و كثافات را از خود بشويد ، و خود را پاكيزه كند . « 1 » مؤلف : اين معنا در رواياتى ديگر نيز آمده ، و اينكه ائمه ع طهارت شخص وارد به مكه را از طهارت مورد ( بيت ) كه در آيه آمده استفاده كرده‌اند ، بضميمه آيات ديگر ، مانند آيه : ( الطَّيِّباتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّباتِ ) « 2 » و امثال آن بوده است . و در تفسير مجمع البيان از ابن عباس روايت كرده كه گفت : بعد از آنكه ابراهيم ( ع ) اسماعيل و هاجر را به مكه آورد ، و در آنجا گذاشت و رفت ، بعد از مدتى كه قوم جرهم آمدند و با اجازه هاجر در آن سرزمين منزل كردند ، اسماعيل هم به سن ازدواج رسيده با دخترى از ايشان ازدواج كرد ، هاجر از دنيا رفت ، پس ابراهيم از همسرش ساره اجازه خواست ، تا سرى به هاجر و اسماعيل بزند ، ساره با اين شرط موافقت كرد ، كه در آنجا از مركب خود پياده نشود . ابراهيم ( ع ) بسوى مكه حركت كرد ، وقتى رسيد فهميد هاجر از دنيا رفته لا جرم به خانه اسماعيل رفت ، و از همسر او پرسيد : شوهرت كجاست ؟ گفت اينجا نيست ، رفته شكار كند ، و اسماعيل ع رسمش اين بود كه در داخل حرم شكار نميكرد ، هميشه مىرفت بيرون حرم شكار مىكرد ، و برمىگشت ، ابراهيم به آن زن گفت : آيا مىتوانى از من پذيرايى كنى ؟ گفت : نه ، چون چيزى در خانه ندارم ، و كسى هم با من نيست كه بفرستم طعامى تهيه كند . ابراهيم ع فرمود : وقتى همسرت به خانه آمد ، سلام مرا به او برسان و بگو : عتبه خانه ات را عوض كن ، اين سفارش را كرد ، و رفت . از آن سو نگر كه چون اسماعيل به خانه آمد ، بوى پدر را احساس كرد ، به همسرش فرمود : آيا كسى به خانه آمد ؟ گفت : آرى پير مردى داراى شمائلى چنين و چنان آمد ، و منظور زن از بيان شمايل آن جناب توهين بابراهيم ، و سبك شمردن او بود ، اسماعيل پرسيد : راستى سفارشى و پيامى نداد ؟ گفت : چرا ، به من گفت : بشوهرت وقتى آمد سلام برسان ، و بگو عتبه در خانه ات را عوض كن . اسماعيل ع منظور پدر را فهميد ، و همسر خود را طلاق گفت ، و با زنى ديگر ازدواج كرد . بعد از مدتى كه خدا مىداند ، دوباره ابراهيم از ساره اجازه گرفت ، تا به زيارت اسماعيل بيايد ، ساره اجازه داد ، اما به اين شرط كه پياده نشود ، ابراهيم ع حركت كرد ، و به مكه به در خانه اسماعيل آمد ، از همسر او پرسيد : شوهرت كجا است ؟ گفت : رفته است تا شكارى كند ،

--> 1 - كافى ج 4 ص 400 حديث 3 2 - سوره نور آيه 26