السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

430

تفسير الميزان ( فارسي )

بدان اشاره مىكند ، بلكه معنايى است بلندتر و عالىتر از آن ، كه انشاء اللَّه بيانش خواهد آمد . * ( ( وَأَرِنا مَناسِكَنا وَتُبْ عَلَيْنا إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ ) ) * ، اين آيه معنايى را كه قبلا براى اسلام كرديم ، بيان مىكند ، چون كلمه ( مناسك جمع منسك ) است ، كه به معناى عبادتست ، هم چنان كه در آيه : ( وَلِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنا مَنْسَكاً ، براى هر امتى عبادتى مقرر كرديم ) . « 1 » به اين معنا است و يا به معناى آن عملى است كه بعنوان عبادت آورده مىشود ، و چون در آيه مورد بحث مصدر اضافه به ( نا - ما ) شده ، افاده تحقق را مىكند ، ساده تر آنكه مىرساند آن مناسكى منظور است ، كه از ايشان سر زده ، نه آن اعمالى كه خدا خواسته تا انجامش دهند . خلاصه مىخواهيم بگوئيم : كلمه ( مناسكنا ) ، اين نكته را مىرساند كه خدايا حقيقت اعمالى كه از ما بعنوان عبادت تو سر زده ، بما نشان بده ، و نميخواهد درخواست كند : كه خدايا طريقه عبادت خودت را بما ياد بده ، و يا ما را بانجام آن موفق گردان ، و اين درخواست همان چيزيست كه ما در تفسير جمله : ( وَأَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ ، وَإِقامَ الصَّلاةِ ، وَإِيتاءَ الزَّكاةِ ، ما بايشان فعل خيرات ، و اقامه نماز ، و دادن زكات ، را وحى كرديم ) . « 2 » بدان اشاره كرديم ، و انشاء اللَّه باز هم در جاى خودش خواهيم گفت ، كه اين وحى عبارت است از تسديد در فعل ، نه ياد دادن تكاليفى كه مطلوب انسان است ، و كانه آيه : ( وَاذْكُرْ عِبادَنا إِبْراهِيمَ ، وَإِسْحاقَ ، وَيَعْقُوبَ ، أُولِي الأَيْدِي وَالأَبْصارِ ، إِنَّا أَخْلَصْناهُمْ بِخالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّارِ ) . « 3 » هم به اين معنا اشاره مىكند ، چون به رسول خدا ( ص ) امر مىكند كه بندگان او ابراهيم و اسحاق و يعقوب را به ياد آورد ، كه صاحبان قدرت و بصيرت بودند ، و او ايشان را بموهبت خالص ياد آن سراى ديگر اختصاص داد . پس تا اينجا به خوبى روشن شد ، كه مراد از اسلام و بصيرت در عبادت ، غير آن معناى شايع و متعارف از كلمه است ، و همچنين مراد بجمله ( و تب علينا ) توبه از گناهان كه معناى متداول كلمه است ، نيست . چون ابراهيم و اسماعيل دو تن از پيامبران و معصومين به عصمت خداى تعالى بودند ، و گناه از ايشان سر نميزند ، تا مانند ما گنهكاران از آن توبه كنند . در اينجا ممكن است بگويى : آنچه از معناى اسلام ، و نشان دادن مناسك و توبه ، كه شايسته مقام ابراهيم و اسماعيل ع است ، غير آن معناى از اسلام ، و ارائه مناسك ، و توبه است ، كه در خود ذريه آن جناب است ، و به چه دليل بگوئيم : اين عناوين در حق ذريه آن جناب نيز اراده شده ؟ با اينكه آن جناب ذريه خود را جز در خصوص دعوت اسلام با خودش و فرزندش

--> 1 - سوره حج آيه 34 2 - سوره انبياء آيه 73 3 - سوره ص آيه 45 - 46