السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

412

تفسير الميزان ( فارسي )

( فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ ؟ چرا از هر فرقه طائفه اى كوچ نمىكنند ، تا در غربت تفقه در دين كنند ، و در نتيجه وقتى بسوى قوم خود بر مىگردند ايشان را بيم دهند ، باشد كه قومش بر حذر شوند ) « 1 » كه به زودى اين تفاوت كه گفتيم ميان دو هدايت هست ، با بيان بيشتر و روشنترى روشن مىگردد پس ديگر كسى نگويد چرا امر در آيه 73 انبياء و 23 سجده را به معناى ارائه طريق نگيريم براى اينكه ابراهيم ع در همه عمر اين هدايت را داشت . مطلب ديگرى كه بايد تذكر داد اين است كه خداى تعالى براى موهبت امامت سببى معرفى كرده ، و آن عبارتست از صبر و يقين و فرموده : ( لَمَّا صَبَرُوا وَكانُوا بِآياتِنا يُوقِنُونَ ) الخ ، كه به حكم اين جمله ، ملاك در رسيدن بمقام امامت صبر در راه خداست ، و فراموش نشود كه در اين آيه ، صبر مطلق آمده ، و در نتيجه مىرساند كه شايستگان مقام امامت در برابر تمامى صحنه هايى كه براى آزمايششان پيش مىآيد ، تا مقام عبوديت و پايه بندگيشان روشن شود ، صبر مىكنند ، در حالى كه قبل از آن پيشامدها داراى يقين هم هستند . حال بايد ببينيم اين يقين چه يقينى است ؟ و چون سراغ آن را از قرآن مىگيريم ، مىبينيم در باره همين ابراهيمى كه در آخر بمقام امامتش رسانيده ، مىفرمايد : ( وَكَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَالأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ ، و ما اين چنين ملكوت آسمانها و زمين را به ابراهيم نشان داديم ، تا چنين و چنان شود ، و نيز از موقنان گردد ) « 2 » و اين آيه بطورى كه ملاحظه مىفرمائيد ، بظاهرش مىفهماند كه نشان دادن ملكوت بابراهيم مقدمه بوده براى اينكه نعمت يقين را بر او افاضه فرمايد ، پس معلوم مىشود يقين هيچ وقت از مشاهده ملكوت جدا نيست ، هم چنان كه از ظاهر آيه ( كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ ، نه ، اگر شما به علم يقين ميدانستيد حتما دوزخ را ميديديد ) « 3 » و آيات : ( كَلَّا بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ ، كَلَّا إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ - تا آنجا كه مىفرمايد كَلَّا إِنَّ كِتابَ الأَبْرارِ لَفِي عِلِّيِّينَ ، وَما أَدْراكَ ما عِلِّيُّونَ كِتابٌ مَرْقُومٌ ، يَشْهَدُه الْمُقَرَّبُونَ ، نه ، اينها همه بهانه است علت واقعى كفرشان اين است كه اعمال زشتشان بر دلهاشان چيره گشت ، نه ، ايشان امروز از پروردگار خود در پس پرده‌اند ، - تا آنجا كه مىفرمايد : نه ، بدرستى كه كتاب ابرار در عليين است ، و تو نمىدانى عليين چيست ؟ كتابى است نوشته شده ، كه تنها مقربين آن را مىبينند ) . « 4 » اين معنا استفاده مىشود ، چون اين آيات دلالت دارد بر اينكه مقربين كسانى هستند كه از پروردگار خود در حجاب نيستند ، يعنى در دل ، پرده اى مانع از ديدن پروردگارشان ندارند ، و اين پرده عبارتست از معصيت و جهل ، و شك ، و دلواپسى ، بلكه آنان اهل

--> 1 - سوره توبه آيه 122 2 - سوره انعام آيه 75 3 - سوره تكاثر آيه 6 4 - سوره مطففين آيه 14 - 21