السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
396
تفسير الميزان ( فارسي )
آب بان معنا كه نزد ما آب است نيز جزو آسمانها و زمين است و معقول نيست كه عرش خدا روى آب به آن معنا باشد ، و سلطنت خداى تعالى قبل از خلقت آسمانها و زمين نيز مستقر بود و بر روى آب مستقر بود ، پس معلوم مىشود آن آب غير اين آب بوده ، و انشاء اللَّه در تفسير جمله : ( وَكانَ عَرْشُه عَلَى الْماءِ ) « 1 » توضيح بيشتر آن خواهد آمد . بحثى علمى و فلسفى تجربه ثابت كرده ، هر دو موجودى كه فرض شود ، هر چند در كليات و حتى در خصوصيات متحد باشند ، بطورى كه در حس آدمى جدايى نداشته باشند ، در عين حال يك جهت افتراق بين آن دو خواهد بود ، و گر نه دو تا نميشدند و اگر چشم عادى آن جهت افتراق را حس نكند ، چشم مسلح به دوربينهاى قوى آن را مىبيند . برهان فلسفى نيز اين معنا را ايجاب مىكند ، زيرا وقتى دو چيز را فرض كرديم كه دو تا هستند ، اگر به هيچ وجه امتيازى خارج از ذاتشان نداشته باشند ، لازمه اش اين مىشود كه آن سبب كثرت و دوئيت ، داخل در ذاتشان باشد نه خارج از آن ، و در چنين صورت ذات صرفه و غير مخلوطه فرض شده است ، و ذات صرف نه دو تايى دارد و نه تكرار مىپذيرد ، در نتيجه چيزى را كه ما دو تا و يا چند تا فرض كردهايم ، يكى مىشود و اين خلاف فرض ما است . پس نتيجه مىگيريم كه هر موجودى از نظر ذات مغاير با موجودى ديگر است و چون چنين است پس هر موجودى بديع الوجود است ، يعنى بدون اينكه قبل از خودش نظيرى داشته باشد ، و يا مانندى از آن معهود در نظر صانعش باشد وجود يافته ، در نتيجه خداى سبحان مبتدع و بديع السماوات و الارض است .
--> 1 - هود آيه 7