السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
386
تفسير الميزان ( فارسي )
جاودانهاند و فزع اكبر هم اندوهناكشان نمىكند ) . « 1 » مؤلف : ممكن است كسى خيال كند كه اين دو آيه از باب عام و خاص است ، آيه اولى بطور عموم همه را محكوم مىداند به اين كه داخل دوزخ شوند و آيه دوم اين عموم را تخصيص مىزند و حكم آن را مخصوص كسانى مىكند كه قلم تقدير برايشان احسان ننوشته است . لكن اين توهم صحيح نيست براى اينكه آيه اولى حكم خود را قضاء حتمى خدا مىداند ، و قضاء حتمى قابل رفع نيست و نمىشود ابطالش كرد ، حال چطور با دليل مخصص نمىشود ابطالش كرد ولى با دليل ناسخ مىشود ، انشاء اللَّه در تفسير آيه : ( إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنى أُولئِكَ عَنْها مُبْعَدُونَ ) توضيحش خواهد آمد . و در تفسير عياشى از امام باقر ع روايت آورده كه فرمود : يك قسم از نسخ بداء است كه آيه : ( يَمْحُوا اللَّه ما يَشاءُ وَيُثْبِتُ وَعِنْدَه أُمُّ الْكِتابِ ) « 2 » مشتمل بر آنست و نيز داستان نجات قوم يونس از اينقرار است . مؤلف : وجه آن واضح است ، ( چون در سابق هم گفتيم كه نسخ هم در تشريعيات و احكام هست و هم در تكوينيات و نسخ در تكوينيات همان بداء است كه امام فرمود : نجات قوم يونس يكى از مصاديق آنست ) . و در بعضى اخبار از ائمه اهل بيت ع رسيده : كه مرگ امام قبلى و قيام امام بعدى در جاى او را نسخ خواندهاند . مؤلف : بيان اين گونه اخبار گذشت و اخبار در اين باره يكى دو تا نيست ، بلكه از كثرت به حد استفاضه رسيده است . و در تفسير الدر المنثور است كه : عبد بن حميد و ابو داود در كتاب ناسخ و ابن جرير از قتاده روايت كرده كه گفت : رسول خدا ( ص ) آيه و يا سوره و يا هر چه را از سوره كه خدا مىخواست قرائت مىكرد ، بعدا برداشته مىشد ، و خدا از ياد پيغمبرش مىبرد و خداى تعالى در اين باره به پيامبرش فرمود : * ( ( ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْها ) ) * الخ . قتاده سپس در معناى آيه گفته است : خدا ميفرمايد در اين نسخ و انساء ، تخفيف ، رخصت ، امر و نهى است . « 3 » مؤلف : در تفسير الدر المنثور در معناى انساء روايات زياد ديگرى نيز آورده كه از نظر ما همه اش دور ريختنى است براى خاطر اينكه مخالف با كتاب خداست ، كه بيانش در ذيل كلمه ( ننسها ) الخ گذشت .
--> 1 - سوره انبياء آيه 101 الى 103 2 - تفسير عياشى ج 1 ص 55 حديث 77 3 - ج 1 ص 105