السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
382
تفسير الميزان ( فارسي )
يَأْتِيَ اللَّه بِأَمْرِه ، فعلا عفو كنيد و ناديده بگيريد تا خداوند امر خود را بفرستد ) « 1 » ، كه بروشنى مىفهماند : حكم عفو و گذشت دائمى نيست و به زودى حكمى ديگر مىآيد ، كه بعدها به صورت حكم جهاد آمد . و مانند حكم زنان بدكاره كه فرموده : ( فَأَمْسِكُوهُنَّ فِي الْبُيُوتِ ، حَتَّى يَتَوَفَّاهُنَّ الْمَوْتُ أَوْ يَجْعَلَ اللَّه لَهُنَّ سَبِيلًا ، ايشان را در خانه ها حبس كنيد تا مرگشان برسد و يا خدا راهى برايشان معين كند ) « 2 » ، كه باز بوضوح مىفهماند حكم حبس موقتى است و همين طور هم شد و آيه شريفه با آيه تازيانه زدن بزناكاران نسخ گرديد ، پس جمله : ( حَتَّى يَأْتِيَ اللَّه بِأَمْرِه ) در آيه اول و جمله ( أَوْ يَجْعَلَ اللَّه لَهُنَّ سَبِيلًا ) در آيه دوم خالى از اين اشعار نيستند كه حكم آيه موقتى است و به زودى دستخوش نسخ خواهند شد . پنجم اينكه آن نسبت كه ميانه ناسخ و منسوخ است ، غير آن نسبتى است كه ميانه عام و خاص و مطلق و مقيد ، و مجمل و مبين است ، براى اينكه تنافى ميانه ناسخ و منسوخ بعد از انعقاد ظهور لفظ است ، به اين معنا كه ظهور دليل ناسخ در مدلول خودش تمام است و با اين حال دليل ديگر بر ضد آن مىرسد كه آن هم ظهورش در ضديت دليل منسوخ تمام است آن گاه رافع اين تضاد و تنافى ، همانطور كه گفتيم حكمت و مصلحتى است كه در هر دو هست . بخلاف عام و خاص ، و مطلق و مقيد ، و مجمل و مبين ، كه ظهور دليل عام و مطلق و مجمل ، قبل از جستجو از دليل مخصص و مقيد و مبين ظهورى تمام نيست وقتى دليل مخصص پيدا شد ، با قوتى كه در ظهور لفظى آن هست ، دليل عام را تخصيص مىزند و همچنين وقتى دليل مقيد پيدا شد ، با قوت ظهور لفظيش دليل مطلق را تفسير مىكند و نيز وقتى دليل مبين پيدا شد ، با قوت ظهورش بيانگر دليل مجمل مىشود كه تفصيل آن در فن اصول فقه بيان شده است و همچنين است تنافى ميانه دو آيه اى كه يكى محكم است و يكى متشابه كه انشاء اللَّه بحث از آن در ذيل آيه : ( مِنْه آياتٌ مُحْكَماتٌ ، . . . وَأُخَرُ مُتَشابِهاتٌ ) « 3 » از نظر خواننده عزيز خواهد گذشت . ( او ننسها ) اين كلمه به صورت نون مضمومه و سين بصداى كسره قرائت شده كه بنا بر اين مشتق از انساء خواهد بود كه به معناى بردن چيزى از خزينه علم و خاطر كسى است و توضيحش گذشت كه خدا چگونه ياد چيزى را از دل كسى مىبرد . و اين خود كلامى است مطلق و بدون قيد و يا بعنايتى ديگر ، عام و بدون مخصص كه اختصاصى برسولخدا ( ص ) ندارد و بلكه ميتوان گفت اصلا شامل آن جناب نميشود ، براى اينكه
--> 1 - سوره بقره آيه 109 2 - سوره نساء آيه 15 3 - سوره آل عمران آيه 7