السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

374

تفسير الميزان ( فارسي )

درست ملتفت نميشدند ، بخاطر اينكه ايشان گاهى بسرعت صحبت مىكرد ، از ايشان خواهش مىكردند : كمى شمرده تر صحبت كنند ، كه ايشان متوجه بشوند ، و اين خواهش خود را با كلمه ( راعنا ) كه عبارتى كوتاه است اداء مىكردند ، چون معناى اين كلمه ( مراعات حال ما بكن ) است ، ولى همانطور كه گفتيم : اين كلمه در بين يهود يك رقم ناسزا بود . و يهوديان از اين فرصت كه مسلمانان هم ميگفتند : ( راعنا - راعنا ) استفاده كرده ، وقتى برسولخدا ( ص ) مىرسيدند ، مىگفتند : ( راعنا ) ، به ظاهر وانمود مىكردند كه منظورشان رعايت ادب است ، ولى منظور واقعيشان ناسزا بود ، و لذا خداى تعالى براى بيان منظور واقعى آنان ، اين آيه را فرستاد : ( مِنَ الَّذِينَ هادُوا يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِه ، وَيَقُولُونَ سَمِعْنا وَعَصَيْنا ، وَاسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ ، وَراعِنا ) الخ ، و چون منظور واقعى يهود روشن شد ، در آيه مورد بحث مسلمانان را نهى كرد از اينكه ديگر كلمه ( راعنا ) را به كار نبرند ، و بلكه بجاى آن چيز ديگر بگويند ، مثلا بگويند : ( انظرنا ) ، يعنى كمى ما را مهلت بده . * ( وَلِلْكافِرِينَ عَذابٌ أَلِيمٌ ) * الخ ، منظور از كافرين در اينجا كسانى است كه از اين دستور سرپيچى كنند ، و اين يكى از مواردى است كه در قرآن كريم كلمه كفر ، در ترك وظيفه فرعى استعمال شده است . * ( ( ما يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ ) ) * اگر مراد باهل كتاب خصوص يهود باشد هم چنان كه ظاهر سياق هم همين است ، چون آيه قبل در باره يهود بود ، آن وقت توصيف يهود باهل كتاب ، مىفهماند كه علت اينكه دوست نميدارند كتابى بر شما مسلمانان نازل شود ، چيست ؟ و آن اين است كه چون خود آنان اهل كتاب بودند ، و دوست نميداشتند كتابى بر مسلمانان نازل شود ، چون نازل شدن كتاب بر مسلمانان باعث مىشود ، ديگر تنها يهوديان اهليت كتاب نداشته باشند ، و اين اختصاص از بين برود ، و ديگران نيز اهليت و شايستگى آن را داشته باشند . و اين خود بخل بىمزه اى بود از يهود ، چون يك وقت انسان نسبت به چيزى كه خودش دارد بخل مىورزد ، ولى يهود به چيزى بخل ورزيدند كه خود مالك آن نبودند ، علاوه بر اينكه با اين رفتار خود ، در سعه رحمت خدا و عظمت فضل او ، با او معارضه كردند . اين در صورتى بود كه مراد باهل كتاب خصوص يهود باشد ، و اما اگر مراد همه اهل كتاب از يهود و نصارى باشد در اين صورت سياق كلام ، سياق تصميم بعد از تخصيص مىشود ، يعنى بعد از آنكه تنها در باره يهود صحبت مىكرد ، ناگهان وجهه كلام را عموميت داد ، بدين جهت كه هر دو طائفه در پاره اى صفات اشتراك داشتند ، هر دو با اسلام دشمنى مىورزيدند ، و اى بسا اين احتمال را آيات بعدى كه مىفرمايد : ( وَقالُوا لَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ كانَ هُوداً أَوْ نَصارى ، و گفتند : داخل