السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

326

تفسير الميزان ( فارسي )

( إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا ، وَالَّذِينَ هادُوا وَالصَّابِئِينَ ، ) الخ است ، كه تفسيرش گذشت ، تنها فرق ميان آن ، و آيه بقره اين است كه آيه مورد بحث ، در مقام بيان اين معنا است كه ملاك در سعادت تنها و تنها حقيقت ايمان است ، و عمل صالح ، نه صرف دعوى ، و دو آيه سوره بقره در مقام بيان اين جهت است كه ملاك در سعادت حقيقت ايمان و عمل صالح است ، نه نامگذارى فقط . بحث روايتى در مجمع البيان « 1 » در ذيل آيه : * ( ( وَإِذا لَقُوا الَّذِينَ ) ) * الخ ، از امام باقر ع روايت آورده ، كه فرمود : قومى از يهود بودند كه با مسلمانان عناد و دشمنى نداشتند ، و بلكه با آنان توطئه و قرارداد داشتند ، كه آنچه در تورات از صفات محمد ( ص ) وارد شده ، براى آنان بياورند ، ولى بزرگان يهود ايشان را از اين كار باز داشتند ، و گفتند : زنهار كه صفات محمد ( ص ) را كه در تورات است ، براى مسلمانان نگوئيد . كه فرداى قيامت در برابر پروردگارشان عليه شما احتجاج خواهند كرد ، در اين جريان بود كه اين آيه نازل شد . و در كافى « 2 » از يكى از دو امام باقر و صادق ع روايت آورده : كه در ذيل آيه : * ( ( بَلى مَنْ كَسَبَ سَيِّئَةً ) ) * الخ ، فرمود : يعنى وقتى كه ولايت امير المؤمنين را انكار كنند ، در آن صورت اصحاب آتش و جاودان در آن خواهند بود . مؤلف : قريب به اين معنا را مرحوم شيخ در اماليش « 3 » از رسول خدا ( ص ) روايت كرده ، و هر دو روايت از باب تطبيق كلى بر فرد و مصداق بارز آنست ، چون خداى سبحان ولايت را حسنه دانسته ، و فرموده : ( قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْه أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى وَمَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً ، نَزِدْ لَه فِيها حُسْناً ، بگو من از شما در برابر رسالتم مزدى نمىطلبم ، مگر مودت نسبت به قربايم را ، و هر كس حسنه اى بياورد ، ما حسنى در آن مىافزائيم ) . « 4 » ممكن است هم آن را از باب تفسير دانست ، به بيانى كه در سوره مائده خواهد آمد ، كه اقرار بولايت ، عمل بمقتضاى توحيد است ، و اگر تنها آن را به على ( ع ) نسبت داده ، بدين جهت است كه آن جناب در ميان امت اولين فردى است كه باب ولايت را بگشود ، در اينجا خواننده عزيز را بانتظار رسيدن تفسير سوره مائده گذاشته مىگذريم .

--> 1 - مجمع البيان ج 1 ص 142 2 - اصول كافى ج 1 ص 429 ح 82 3 - امالى طوسى ج 1 ص 374 4 - سوره شورى آيه 23