السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

319

تفسير الميزان ( فارسي )

دارد ، به حكم فطرتش بايد باجتهاد ، و تحصيل دليل تفصيلى ، و علت هر مسئله كه مورد ابتلاى او است بپردازد ، و اگر قدرت بر آن ندارد ، از كسى كه علم بان مسئله را دارد تقليد كند ، و از آنجايى كه محال است فردى از نوع انسانى يافت شود ، كه در تمامى شئون زندگى تخصص داشته باشد ، و آن اصولى را كه زندگيش متكى بدانها است مستقلا اجتهاد و بررسى كند ، قهرا محال خواهد بود كه انسانى يافت شود كه از تقليد و پيروى غير ، خالى باشد ، و هر كس خلاف اين معنا را ادعا كند ، و يا در باره خود پندارى غير اين داشته باشد ، يعنى ميپندارد كه در هيچ مسئله از مسائل زندگى تقليد نمىكند ، در حقيقت سند سفاهت خود را دست داده . بله تقليد در آن مسائلى كه خود انسان ميتواند بدليل و علتش پى ببرد ، تقليد كوركورانه و غلط است ، هم چنان كه اجتهاد در مسئله اى كه اهليت ورود بدان مسئله را ندارد ، يكى از رذائل اخلاقى است ، كه باعث هلاكت اجتماع مىگردد ، و مدينه فاضله بشرى را از هم مىپاشد ، پس افراد اجتماع ، نمىتوانند در همه مسائل مجتهد باشند ، و در هيچ مسئله اى تقليد نكنند ، و نه مىتوانند در تمامى مسائل زندگى مقلد باشند ، و سراسر زندگيشان پيروى محض باشد ، چون جز از خداى سبحان ، از هيچ كس ديگر نبايد اينطور پيروى كرد ، يعنى پيرو محض بود ، بلكه در برابر خداى سبحان بايد پيرو محض بود ، چون او يگانه سببى است كه ساير اسباب همه به او منتهى مىشود .