السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

305

تفسير الميزان ( فارسي )

مىكنى ؟ يعنى مثل ما سفيه و نادانى ؟ تا آنكه اين پندارشان را رد كرد ، و فرمود : * ( ( أَعُوذُ بِاللَّه أَنْ أَكُونَ مِنَ الْجاهِلِينَ ) ) * ، و در اين پاسخ از خودش چيزى نگفت ، و نفرمود : من جاهل نيستم ، بلكه فرمود : پناه به خدا مىبرم از اينكه از جاهلان باشم ، خواست تا بعصمت الهى كه هيچوقت تخلف نمىپذيرد ، تمسك جويد ، نه بحكمتهاى مخلوقى ، كه بسيار تخلف پذير است ، ( بشهادت اينكه مىبينيم ، چه بسيار آلودگانى كه علم و حكمت دارند ، ولى از آلودگى جلوگير ندارند ) . بنى اسرائيل معتقد بودند : آدمى نبايد سخنى را از كسى بپذيرد ، مگر با دليل ، و اين اعتقاد هر چند صحيح است ، و لكن اشتباهى كه ايشان كردند ، اين بود : كه خيال كردند آدمى ميتواند به علت هر حكمى بطور تفصيل پى ببرد ، و اطلاع اجمالى كافى نيست ، به همين جهت از آن جناب خواستند تا تفصيل اوصاف گاو نامبرده را بيان كند ، چون عقلشان حكم مىكرد كه نوع گاو خاصيت مرده زنده كردن را ندارد ، و اگر براى زنده كردن مقتول ، الا و لا بد بايد گاوى كشته شود ، لا بد گاو مخصوصى است ، كه چنين خاصيتى دارد ، پس بايد با ذكر اوصاف آن ، و با بيانى كامل ، گاو نامبرده را مشخص كند . لذا گفتند : از پروردگارت بخواه ، تا براى ما بيان كند : اين گاو چگونه گاوى است ، و چون بى جهت كار را بر خود سخت گرفتند ، خدا هم بر آنان سخت گرفت ، و موسى در پاسخشان فرمود : بايد گاوى باشد كه نه لاغر باشد ، و نه پير و نازا ، و نه بكر ، كه تا كنون گوساله نياورده باشد ، بلكه متوسط الحال باشد . كلمه ( عوان ) در زنان و چارپايان ، عبارتست از زن و يا حيوان ماده اى كه در سنين متوسط از عمر باشد ، يعنى سنين ميانه باكره گى و پيرى . آن گاه پروردگارشان بحالشان ترحم كرد ، و اندرزشان فرمود ، كه اينقدر در سؤال از خصوصيات گاو اصرار نكنند ، و دائره گاو را بر خود تنگ نسازند ، و به همين مقدار از بيان قناعت كنند ، و فرمود : ( * ( فَافْعَلُوا ما تُؤْمَرُونَ ) * ، همين را كه از شما خواسته‌اند بياوريد ) . ولى بنى اسرائيل با اين اندرز هم از سؤال باز نايستادند ، و دوباره گفتند : از پروردگارت بخواه ، رنگ آن گاو را براى ما بيان كند ، فرمود : گاوى باشد زرد رنگ ، ولى زرد پر رنگ ، و شفاف ، كه بيننده از آن خوشش آيد ، در اينجا ديگر وصف گاو تمام شد ، و كاملا روشن گرديد ، كه آن گاو عبارت است ، از چه گاوى ، و داراى چه رنگى . ولى با اينحال باز راضى نشدند ، و دوباره همان حرف اولشان را تكرار كردند ، آن هم با عبارتى كه كمترين بويى از شرم و حيا از آن استشمام نميشود ، و گفتند از پروردگارت بخواه ، براى ما بيان كند : كه اين گاو چگونه گاوى باشد ؟ چون گاو براى ما مشتبه شده ، و ما انشاء اللَّه هدايت