السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

279

تفسير الميزان ( فارسي )

وجودى را مختلف ميداند ، بعضى را ناقص ، بعضى را كامل ، بعضى را شديد ، بعضى را ضعيف ، كه در اصطلاح علمى اين شدت و ضعف را تشكيك ميگويند ، مانند نور كه قابل تشكيك است ، يعنى از يك شمع گرفته ، به بالا مىرود ، نفوس بشرى هم در قرب به خدا ، كه مبدء هر كمال و منتهاى آنست ، و دورى از او مختلف است ، بعضى از نفوس در سير تكاملى خود بسوى آن مبدئى كه از آنجا آمده‌اند ، بسيار پيش مىروند ، و بعضى ديگر كمتر و كمتر ، اين وضع علل فاعلى است ، كه بعضى فوق بعضى ديگرند ، و هر علت فاعلى واسطه گرفتن فيض از ما فوق خود ، و دادنش بمادون خويش است ، كه در اصطلاح فلسفى از آن ( ما به ) تعبير مىكنند ، پس بعضى از نفوس كه همان نفوس كامله از قبيل نفوس انبياء ع ، و مخصوصا آنكه همه درجات كمال را پيموده ، و به همه فعلياتى كه ممكن بوده رسيده ، واسطه مىشود بين مبدء فيض ، و علتهاى ما دون ، تا آنان نيز هيئتهاى شقيه و زشتى كه بر خلاف ذاتشان در نفوس ضعيفشان پيدا شده ، زايل سازند ، و اين همان شفاعت است البته شفاعتى كه مخصوص گنه كاران است . بحث اجتماعى آنچه اصول اجتماعى دست ميدهد ، اينست كه مجتمع بشرى به هيچ وجه قادر بر حفظ حيات ، و ادامه وجود خود نيست ، مگر با قوانينى كه از نظر خود اجتماع معتبر شمرده شود ، تا آن قوانين ، ناظر بر احوال اجتماع باشد ، و در اعمال يك يك افراد حكومت كند ، و البته بايد قانونى باشد كه از فطرت اجتماع ، و غريزه افراد جامعه ، سر چشمه گرفته باشد ، و بر طبق شرائط موجود در اجتماع وضع شده باشد ، تا تمامى طبقات هر يك بر حسب آنچه با موقعيت اجتماعيش سازگار است ، راه خود را بسوى كمال حياة طى كند ، و در نتيجه جامعه بسرعت رو بكمال قدم بر دارد ، و در اين راه طبقات مختلف ، با تبادل اعمال ، و آثار گوناگون خود ، و با برقرار كردن عدالت اجتماعى ، كمك كار يكدگر در سير و پيشرفت شوند . از سوى ديگر ، اين معنا مسلم است ، كه وقتى اين تعاون ، و عدالت اجتماعى برقرار مىشود ، كه قوانين آن بر طبق دو نوع مصالح و منافع مادى و معنوى هر دو وضع شود ، و در وضع قوانين ، رعايت منافع معنوى هم بشود ، ( زيرا سعادت مادى و معنوى بشر ، مانند دو بال مرغ است ، كه در پروازش بهر دو محتاج است ، اگر كمالات معنوى از قبيل فضائل اخلاقى در بشر نباشد ، و در نتيجه عمل افراد صالح نگردد ، مرغى ميماند كه ميخواهد با يك بال پرواز كند ) چون همه ميدانيم كه اين فضائل اخلاقى است ، كه راستى ، و درستى ، و وفاى بعهد ، و خير خواهى ، و صدها عمل صالح ديگر درست مىكند .