السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
254
تفسير الميزان ( فارسي )
از اين هم كه بگذريم جمع آوردن شافع ، در جمله ( شَفاعَةُ الشَّافِعِينَ ) نيز دلالت دارد بر اينكه شفاعتى خواهد بود ، هم چنان كه جمله : ( كانَتْ مِنَ الْغابِرِينَ ، از باقى ماندگان بود ) ، دلالت دارد بر اينكه كسانى در عذاب باقى ماندند ، و جمله ( وَكانَ مِنَ الْكافِرِينَ ) و جمله ( فَكانَ مِنَ الْغاوِينَ ) ، و جمله ( لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ ) ، و امثال اينها دلالت بر اين معنا دارد ، و گر نه تعبير به صيغه جمع كه ميدانيم معنايى زائد بر معناى مفرد دارد ، لغو مىبود ، پس جمله ( فَما تَنْفَعُهُمْ شَفاعَةُ الشَّافِعِينَ ، از آياتى است كه شفاعت را اثبات مىكند ، نه نفى . و اما آياتى كه شفاعت را مقيد باذن و ارتضاء خدا مىكند ، مانند جمله ( الا باذنه ) ، و جمله ( إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِذْنِه ) ، دلالتش بر اينكه چنين چيزى واقع مىشود ، قابل انكار نيست ، چون عارف باسلوبهاى كلام ميداند ، كه مصدر وقتى اضافه شد ، دلالت بر وقوع مىكند ، و همچنين اينكه گفتهاند : جمله ( الا باذنه ) و جمله ( إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى ) بيك معنا است ، و هر دو به معناى ( مگر آنكه خدا بخواهد است ) ، اشتباه است ، و نبايد بان اعتناء كرد . علاوه بر اينكه استثناءهايى كه در مورد شفاعت شده ، بيك عبارت نيست ، بلكه بوجوه مختلفى تعبير شده ، يكى فرموده : ( الا باذنه ) ، و يك جا ( الا من بعد اذنه ) يك جا ، ( الا لمن ارتضى ) ، يك جا ( إِلَّا مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ ) ، و امثال اينها ، و گيرم كه اذن و ارتضاء بيك معنا باشد ، و آن يك معنا عبارت باشد از مشيت ( خواست خدا ) ، آيا اين حرف را در آيه : ( إِلَّا مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ ) نيز ميتوان زد ؟ و آيا ميتوان گفت : ( مگر كسى كه به حق شهادت دهد و با علم باشد ) ، به معناى ( مگر باذن خداست ) ؟ ! و وقتى چنين چيزى را ممكن نباشد بگوئيم ، پس آيا مراد به اين جمله صرف سهلانگارى در بيان است ؟ آن هم از خداى تعالى ؟ با اينكه چنين نسبتى را بمردم كوچه و محله نميتوان داد ، آيا ميتوان به قرآن كريم و كلام بليغ خدا نسبت داد ؟ قرآنى كه بليغتر از آن در همه عالم كلامى نيست . ! پس حق اينست كه آيات قرآنى شفاعت را اثبات مىكند ، چيزى كه هست همانطور كه گفتيم بطور اجمال اثبات مىكند ، نه مطلق ، و اما سنت دلالت آن نيز مانند دلالت قرآن است ، كه انشاء اللَّه رواياتش را خواهيد ديد . اشكال ششم اينك آيات قرآن كريم دلالت صريح ندارد بر اينكه شفاعت ، عقابى را كه روز قيامت و بعد از ثبوت جرم بر مجرمين ثابت شده برميدارد ، بلكه تنها اين مقدار را ثابت مىكند ، كه انبياء جنبه شفاعت و واسطگى را دارند ، و مراد بواسطگى انبياء ، اين است كه اين حضرات بدان جهت كه