السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

250

تفسير الميزان ( فارسي )

علم و اراده ما دگرگونه شده ؟ نه ، پس دگرگونگى از معلوم و مراد ما است ، اين شب است كه بعد از طلوع خورشيد از علم و اراده ما تخلف كرده ، و اين روز است كه باز از علم و اراده ما تخلف يافته ، و بنا نيست كه هر معلومى بر هر علمى و هر اراده اى بر هر مرادى منطبق شود . بله آن تغير علم و اراده كه از خداى تعالى محال است ، اين است كه با بقاى معلوم و مراد ، بر حالى كه داشتند ، علم و اراده او بر آنها منطبق نگردد ، كه از آن تعبير به خطا و فسخ مىكنيم ، هم چنان كه در خود ما انسانها بسيار پيش مىآيد ، كه معلوم و مراد ما به همان حال اول خود باقى است ، ولى علم و اراده ما تغيير مىكند ، مثل اينكه شبحى را از دور مىبينيم ، و حكم مىكنيم كه انسانى است دارد مىآيد ، ولى چون نزديك مىشود ، مىبينيم كه اسب است ، و اين اسب از همان اول اسب بود ، ولى علم ما به اينكه انسان است دگرگون شد ، و يا تصميم مىگيريم كارى را كه داراى مصلحت تشخيص داده‌ايم انجام دهيم ، بعدا معلوم مىشود كه مصلحت بر خلاف آنست ، لا جرم فسخ عزيمت نموده ، اراده خود را عوض مىكنيم . اين گونه دگرگونى در علم و اراده ، از خداى تعالى محال است ، و همانطور كه توجه فرموديد مسئله شفاعت و برداشتن عقاب بخاطر آن ، از اين قبيل نيست . اشكال چهارم اينكه وعده شفاعت به بندگان دادن ، و تبليغ انبياء اين وعده را بانان ، باعث جرأت مردم بر معصيت ، و وادارى آنان بر هتك حرمت محرمات خدايى است ، و اين با يگانه غرض دين ، كه همان شوق بندگان بسوى بندگى و اطاعت است ، منافات دارد ، بناچار آنچه از آيات قرآن و روايات در باره شفاعت وارد شده ، بايد بمعنايى تاويل شود ، تا مزاحم با اين اصل بديهى نشود . جواب از اين اشكال را به دو نحو ميدهيم ، يكى نقضى و يكى حلى ، اما جواب نقضى ، اينكه شما در باره آياتى كه وعده مغفرت ميدهد چه مىگوئيد ؟ عين آن اشكال در اين آيات نيز وارد است ، چون اين آيات نيز مردم را بارتكاب گناه جرى مىكند ، مخصوصا با در نظر گرفتن اينكه مغفرت واسعه رحمت خدا را شامل تمامى گناهان سواى شرك ميسازد ، مانند آيه ( إِنَّ اللَّه لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِه ، وَيَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ ، خدا اين گناه را نمىآمرزد كه بوى شرك بورزند ، ولى پائينتر از شرك را از هر كس بخواهد مىآمرزد ) ، « 1 » و اين آيه بطورى كه در سابق هم گفتيم مربوط به غير مورد توبه است ، چون اگر در باره مورد توبه بود استثناء شرك صحيح نبود ، چون توبه از شرك هم

--> 1 - سوره نساء آيه 48