السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

244

تفسير الميزان ( فارسي )

بله ، اين هم هست ، كه او هر چه را بكند بخاطر مصلحتى مىكند كه اقتضاى آن را داشته باشد ، و بخاطر علتى انجام ميدهد ، كه بين او و عملش واسطه است ، وقتى چنين است ، چه مانعى دارد كه يكى از آن مصلحتها و يكى از آن علتها شفاعت شافعانى چون انبياء و اولياء و بندگان مقرب او باشد ، هيچ مانعى بذهن نميرسد ، و هيچ جزاف و ظلمى هم لازم نمىآيد . از اينجا روشن شد كه معناى شفاعت - البته منظور از آن شافعيت است - بر حسب حقيقت در حق خداى تعالى نيز صادق است ، چون هر يك از صفات او واسطه بين او و بين خلق او ، در افاضه جود ، و بذل وجود هستند ، پس در حقيقت شفيع على الاطلاق او است ، هم چنان كه خودش بصراحت فرموده : ( قُلْ لِلَّه الشَّفاعَةُ جَمِيعاً ، بگو شفاعت همه اش از خداست ) « 1 » ، و نيز فرموده : ( ما لَكُمْ مِنْ دُونِه مِنْ وَلِيٍّ وَلا شَفِيعٍ ، بگو شما به غير خدا سرپرست و شفيعى نداريد ) « 2 » ، و باز فرموده : ( لَيْسَ لَهُمْ مِنْ دُونِه وَلِيٌّ وَلا شَفِيعٌ ، ايشان بجز خدا شفيع و سرپرستى ندارند ) « 3 » . و غير خداى تعالى هر كس شفيع شود ، و داراى اين مقام بگردد ، باذن او ، و به تمليك او شده است ، كه البته اين نيز هست ، و با بيانات گذشته ما مسلم شد ، كه در درگاه خدا تا حدودى شفاعت به كار هست ، و اشخاصى از گنه كاران را شفاعت مىكنند ، و اينكه گفتيم : تا حدودى ، براى اين بود كه خاطر نشان سازيم شفاعت تا آن حدى كه محذورى ناشايسته بساحت كبريايى خدائيش نياورد ، ثابت است و ممكن است اين معنا را به بيانى روشنتر تقريب كرده گفت : ثواب و پاداش دادن به نيكوكار حقيقتى است كه عقل آن را صحيح دانسته و حق بنده نيكوكار ميداند ، حقى كه به گردن مولا ثابت شده هم چنان كه عقاب و امساك كردن از رحمت به بنده مجرم را حقى براى مولى ميداند ، اما ميان اين دو حق از نظر عقل فرقى هست و آن اين است كه عقل ابطال حق غير را صحيح نميداند چون ظلم است و اما ابطال حق خويش و صرفنظر كردن از آن را قبيح نمىشمارد و بنا بر اين عقل جائز ميداند كه مولايى بخاطر شفاعت شفيعى از عقاب بنده اش و يا امساك رحمت به او كه حق خود مولا است ، صرفنظر كند ، و حقيقت شفاعت هم همين است . 2 - اشكالهايى كه در مسئله شفاعت به نظر مىرسد ، و پاسخ از آنها . خواننده عزيز از مطالب گذشته اين معنا را بدست آورد : كه شفاعت از نظر قرآن تا حدى - نه بطور مطلق ، و بى قيد و شرط - ثابت است ، و نميتوان آن را به كلى انكار نمود ، و به زودى نيز

--> 1 - سوره زمر آيه 44 2 - سوره سجده آيه 4 3 - سوره انعام آيه 51