السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
221
تفسير الميزان ( فارسي )
شده بود ، بخورد . از اين هم كه بگذريم ، اصلا اين مرد ، يعنى على بن محمد بن جهم در حديث سابق جواب صحيح و تمام را خودش در مجلس مامون از آن جناب گرفت ، پس اين روايت كه صدوق آورده ، خالى از اشكال نيست ، هر چند كه بعضى از وجوه اشكالى كه گفتيم ، امكان حمل بر محملى صحيح داشته باشد . و نيز مرحوم صدوق از امام باقر ع از پدران بزرگوارش ، از رسول خدا ( ص ) روايت كرده كه فرمود : مكث آدم و حوا در بهشت ، از هنگامى كه وارد آن شدند ، تا ساعتى كه بيرون شدند تنها هفت ساعت از ايام دنيا بود ، و در همانروز كه اين جريان واقع شد ، خدا از بهشتش بيرون كرد . « 1 » و در تفسير عياشى ، « 2 » از عبد اللَّه بن سنان ، روايت كرده كه گفت : شخصى از امام صادق ( ع ) سؤالى كرد : و من آنجا حاضر بودم ، و آن اين بود : كه آدم و همسرش چقدر در بهشت ماندند ، كه بخاطر خطايى كه كردند بيرون شدند ؟ فرمود : خداى تبارك و تعالى ، بعد از ظهر روز جمعه بود كه از روح خود در آدم بدميد ، و آن گاه از پائين دنده هايش همسرش را خلق كرد ، و بعد فرشتگان را به سجده بر او امر فرمود ، و بعد در همان روز او را داخل بهشت كرد ، و به خدا سوگند كه بيش از شش ساعت از همان روز در بهشت نماند ، كه دچار نافرمانى خدا شده ، و خدا او و همسرش را از آنجا بيرون كرد ، در حالى كه آفتاب تازه غروب كرده بود ، آن شب را تا صبح پشت در بهشت بسر بردند ، تا صبح شد ، ناگهان متوجه عريانى خود شدند ، پروردگارشان نداشان داد : آيا شما را از آن درخت كه ميدانيد نهى نكردم ؟ آدم خجالت كشيده ، سر به زير افكند ، و گفت : پروردگارا ما بنفس خود ستم كرديم ، و اينك بگناهان خود اعتراف مىكنيم ، پس ما را بيامرز ، خداى تعالى در پاسخشان فرمود : بايد كه از آسمانهاى من به زمين هبوط كنيد ، چون هيچ نافرمان و سركش در آسمانهاى من همجوار من نميشود . مؤلف : ممكن است از آنچه اين روايت مشتمل بر آنست ، كيفيت بيرون شدن آن دو را از بهشت استفاده كرد ، و فهميد كه آن دو نخست از بهشت بيرون شده ، در بيرون در بهشت قرار گرفتند ، و سپس از بيرون در بهشت به زمين هبوط كردهاند ، چون در قرآن كريم و آيات اين قصه ، كه همان آيه فوق باشد ، دو بار امر بهبوط شده با اينكه اين امر امر شرعى نبوده ، بلكه امر تكوينى بوده ، كه به هيچ وجه قابل تخلف نيست . و همچنين از اينكه سياق را تغيير داده ، در آيه : * ( ( وَقُلْنا يا آدَمُ اسْكُنْ ) ) * تا باخر بسياق ( متكلم
--> 1 - خصال ص 396 ح 103 2 - تفسير عياشى ج 2 ص 10 ح 11