السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
190
تفسير الميزان ( فارسي )
بحث روايتى در تفسير عياشى از امام صادق ع روايت كرده كه فرمود : بعد از آنكه خداى تعالى آدم را آفريد ، ملائكه را امر فرمود تا براى او سجده كنند ، ملائكه در دل به خود گفتند : ما گمان نمىكنيم خدا خلقى بيافريند كه نزدش گرامىتر از ما باشد ، ما همسايگان او ، و مقربترين خلق نزد اوئيم ، خداى تعالى فرمود : آيا بشما نگفتم : كه من آنچه را اظهار و يا كتمان مىكرديد ميدانم ؟ يعنى آنچه را در باره جن زادگان ( كه قبلا در زمين فساد مىكردند ) ، اظهار داشتيد ، و آنچه را كه ( در باره لياقت خود براى خلافت ) پنهان كرديد ، ميدانم ، و به همين جهت ملائكه بخاطر آنچه گفته بودند ، و نيز آنچه پنهان كرده بودند بعرش خدا پناهنده شدند . « 1 » و در همين تفسير نيز از على بن الحسين ع حديثى به اين معنا آمده ، و در آن فرموده : وقتى ملائكه بخطاى خود پى بردند ، متوسل بعرش شدند ، و اين خطا از عده اى از فرشتگان بود ، نه از همه آنان ، و آن عده ، فرشتگان پيرامون عرش بودند ، - تا آنجا كه فرمود : - و اين عده تا روز قيامت هم چنان پناهنده عرش هستند . « 2 » مؤلف : ممكن است مضمون اين دو روايت را از آيه اى كه حكايت كلام ملائكه است استفاده كرد ، آنجا كه گفتند : ( وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ ، وَنُقَدِّسُ لَكَ ، تا جمله : سُبْحانَكَ لا عِلْمَ لَنا ، إِلَّا ، ما عَلَّمْتَنا ، إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ ، و لكن روايت نامبرده خالى از اشكال نيست ، براى اينكه در آيه همه ملائكه مامور به سجده شدند ، و به غير از ابليس كسى در امتثال استثناء نشده ، در جاى ديگر هم فرموده : ( ملائكه كلهم اجمعين سجده كردند ) . ولى بهر حال در توجيه روايت مىگوييم : به زودى خواهد آمد كه عرش خدا عبارتست از علم ، و روايات وارده از ائمه اهل بيت ع ، نيز همين را ميگويد ، پس ملائكه اى كه آن اعتراض را كرده بودند ، فرشتگانى بودند ، كه با علم خدا سر و كار داشتهاند ، و چون بخطاى خود پى بردند ، باز بعلم او پناهنده شدند ، و گفتند : تو منزهى از آنچه ما پنداشتيم ، و ما جز آنچه تو بما دادى علمى نداريم ، تنها داناى حكيم تويى ) ( دقت بفرمائيد ) . و بنا بر اين مراد بجمله * ( ( وَكانَ مِنَ الْكافِرِينَ ) ) * الخ ، اين خواهد بود ، كه ابليس از زمره قوم و
--> 1 - عياشى ج 1 ص 33 ح 14 2 - عياشى ج 1 ص 30 ح 7