السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
175
تفسير الميزان ( فارسي )
ارتضاع نموده ، در سير وجوديش تطور دارد ، و سلوك او همه با طبيعت مرده مرتبط است ، از نظر فطرت و ابداع مرتبط بامر خدا و ملكوت او است ، آن امرى كه در باره اش فرمود : ( إِنَّما أَمْرُه إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَه كُنْ فَيَكُونُ ، امر او وقتى چيزى را اراده كند ، اين است كه بگويد : باش ، پس آن چيز موجود شود ) . « 1 » و نيز فرموده : ( إِنَّما قَوْلُنا لِشَيْءٍ ، إِذا أَرَدْناه ، أَنْ نَقُولَ لَه كُنْ فَيَكُونُ ، تنها سخن ما به چيزى كه بخواهيم موجود شود : اين است كه بان بگوئيم : بباش پس مىباشد ) . « 2 » اين از جهت آغاز خلقت بشر و پيدايشش در نشئه دنيا ، و اما از جهت عود و برگشتش بسوى خدا ، قرآن كريم صراط آدمى را منشعب به دو طريق ميداند ، طريق سعادت ، و طريق شقاوت ، و طريق سعادت را نزديكترين طريق ، ( يعنى خط مستقيم ) دانسته ، كه برفيع اعلى منتهى مىشود ، و اين طريق لا يزال انسان را بسوى بلندى و رفعت بالا مىبرد تا وى را به پروردگارش برساند ، بخلاف طريق شقاوت ، كه آن را راهى دور ، و منتهى باسفل سافلين ، ( پستترين پستيها ) معرفى مىكند ، تا آنكه به رب العالمين منتهى شود ، و خدا در ما وراى صاحبان اين طريق ناظر و محيط بر آنان است ، كه بيان اين معنا در ذيل جمله : ( اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ ) در سوره فاتحه گذشت . اين بود اجمال گفتار در صراط انسان ، و اما تفصيل آن در باره زندگيش قبل از دنيا ، و در دنيا ، و بعد از دنيا ، به زودى هر يك در جاى خود خواهد آمد ( انشاء اللَّه ) . چيزى كه تذكرش لازم است ، اينست كه : خواننده منتظر آن نباشد كه در اين كتاب باسرار انسانها در اين سه نشئه آگاه شود چون قرآن كريم در اين سه مرحله ، تنها آن مقدار را كه مربوط بهدايت بشر ، و ضلالت او ، و سعادت و شقاوتش مىشود بيان داشته ، و اما مطالب پائينتر از آن را مسكوت گذاشته است . * ( ( فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ ) ) * بحث پيرامون كلمه ( سماء ) ، در سوره حم سجده « 3 » انشاء اللَّه خواهد آمد .
--> 1 - سوره يس آيه 83 2 - سوره نحل آيه 40 3 - سوره سجده آيه 12