السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

136

تفسير الميزان ( فارسي )

و ثالثا : كتاب آسمانى عبارت است از مجموع همان افكار فاضله ، و دور از هوس و از اغراض نفسانى شخصى . و رابعا : ملائكه كه انسان نامبرده از آنها خبر ميدهد ، عبارتند از قواى طبيعىاى كه در عالم طبيعت امور طبيعى را اداره مىكند ، و يا عبارتست از قواى نفسانيه اى كه كمالات را به نفس افاضه مىكند ، و در ميان ملائكه خصوص روح القدس عبارتست از مرتبه اى از روح طبيعى مادى ، كه اين افكار از آن ترشح مىشود . و در مقابل ، شيطان عبارتست از مرتبه اى از روح كه افكار زشت و پليد از آن ترشح مىگردد ، و انسان را به كارهاى زشت و بفساد انگيزى در اجتماع دعوت مىكند ، و روى همين اساس واهى ، تمامى حقايقى را كه انبياء از آن خبر داده‌اند ، تفسير مىكنند ، و سر هر يك از لوح ، و قلم ، و عرش ، و كرسى ، و كتاب ، حساب و بهشت ، و دوزخ ، از اين قبيل حقايق را ببالينى مناسب با اصول نامبرده مىخوابانند . و خامسا : بطور كلى ، دين تابع مقتضيات هر عصرى است ، كه با تحول آن عصر بعصرى ديگر بايد متحول شود . و سادسا : معجزاتى كه از انبياء نقل شده ، همه دروغ است ، و خرافاتى است كه بان حضرات نسبت داده‌اند ، و يا از باب اغراق گويى حوادثى عادى بوده ، كه به منظور ترويج دين ، و حفظ عقائد عوام ، از اينكه در اثر تحول اعصار متحول شود ، و يا حفظ حيثيت پيشوايان دين ، و رؤساى مذهب ، از سقوط ، به صورت خارق العاده اش در آورده ، و نقل كرده‌اند ، و از اين قبيل ياوه سرايىهايى كه يك عده آن را سروده ، و جمعى ديگر هم از ايشان پيروى نموده‌اند . و نبوت به اين معنا به خيمه شب بازيهاى سياسى شبيه تر است ، تا به رسالت الهى ، و چون بحث و گفتگو در پيرامون اين سخنان ، خارج از بحث مورد نظر است ، لذا از پرداختن پاسخ بدانها صرفنظر نموده مىگذريم . آنچه در اينجا ميتوانيم بگوئيم ، اين است كه كتابهاى آسمانى ، و بياناتى كه از پيغمبران بما رسيده ، به هيچ وجه با اين تفسيرى كه آقايان كرده‌اند ، حتى كمترين سازش و تناسب را ندارد . خواهيد گفت : آخر صاحبان اين نظريه ها ، باصطلاح دانشمندند ، و همانهايند كه مو را از ماست مىكشند ، چطور ممكن است حقيقت دين و حقانيت آورندگان اديان را نفهمند ؟ ! در پاسخ مىگوييم : عينك انسان بهر رنگ كه باشد ، موجودات را بان رنگ بآدمى نشان ميدهد ، و دانشمندان مادى همه چيز را با عينك ماديت مىبينند ، و چون خودشان هم مادى و فريفته مادياتند ، لذا در نظر آنان معنويات و ما وراى طبيعت مفهوم ندارد ، و هر چه از حقائق دين كه برتر از ماده اند