السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
133
تفسير الميزان ( فارسي )
نهادند ، و چه طغيان بزرگى مرتكب شدند ؟ ! ) ، « 1 » از ايشان حكايت كرده چون در اين گفتارشان خواستهاند با اين توقع كه خودشان نزول ملائكه و يا پروردگار را ببينند ، دعوى رسالت رسول خدا ( ص ) را باطل كنند ، و بگويند : ما هم كه مثل اوئيم ، پس چرا خودمان نزول ملائكه را نبينيم ؟ و چرا خودمان پروردگارمان را ديدار نكنيم ؟ ! خداى تعالى استدلالشان را رد نموده و فرموده : ( يَوْمَ يَرَوْنَ الْمَلائِكَةَ ، لا بُشْرى يَوْمَئِذٍ لِلْمُجْرِمِينَ ، وَيَقُولُونَ حِجْراً مَحْجُوراً ، روزى خواهد رسيد كه ملائكه را ببينند ، اما روزى كه مجرمين مژده اى ندارند و در امانخواهى فريادشان به حجرا حجرا بلند مىشود ) « 2 » و حاصل معناى آن اين است كه اين كفار با اين حال و وصفى كه دارند ، ملائكه را نمىبينند ، مگر در حال مردن ، هم چنان كه در جاى ديگر همين پاسخ را داده و فرموده : ( وَقالُوا : يا أَيُّهَا الَّذِي نُزِّلَ عَلَيْه الذِّكْرُ إِنَّكَ لَمَجْنُونٌ ، لَوْ ما تَأْتِينا بِالْمَلائِكَةِ ؟ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ ، ما نُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ إِلَّا بِالْحَقِّ ، وَما كانُوا إِذاً مُنْظَرِينَ ، گفتند : اى كسى كه ذكر بر او نازل شده ، تو ديوانه اى ، اگر راست مىگويى ، چرا اين ملائكه بسر وقت خود ما نيايد ؟ ( مگر ما از تو كمتريم ؟ ) اينان ميدانند كه ما ملائكه را جز به حق نازل نميكنيم ، و وقتى به حق نازل كنيم ديگر بايشان مهلت نميدهند ) . « 3 » اين چند آيه اخير علاوه بر وجه استدلال ، نكته اى اضافى دارد ، و آن اين است كه اعتراف براستگويى رسول خدا ( ص ) كردهاند ، چيزى كه هست ميگويند : خود او نميداند آنچه كه ميگويد ، اما وحى آسمانى نيست ، بلكه هذيانهايى است كه بيمارى جنون در او پديد آورده ، هم چنان كه در جاى ديگر از ايشان حكايت مىكند كه گفتند : ( مَجْنُونٌ وَازْدُجِرَ ، اجنه او را آزار ميدهند ) . « 4 » و كوتاه سخن آنكه امثال آيات نامبرده در مقام بيان استدلالهايى است كه كفار از طريق مماثلت بر ابطال دعوى نبوت انبياء كردهاند . عكس العمل دوم كه مردم در برابر دعوت انبياء نشان دادند ، اين بود كه دعوت آنان را نپذيرفتند مگر وقتى كه حجت و شاهدى بر صدق دعوى خود بياورند ، براى اينكه دعوى انبياء مشتمل بر چيزهايى بود كه نه دلها و نه عقول بشر آشنايى با آن نداشت ، و لذا باصطلاح فن مناظره از راه منع با سند وارد شدند ، و منظورشان از شاهد همان معجزه است . توضيح اينكه ادعاى نبوت و رسالت ، از هر نبى و رسولى كه قرآن نقل كرده ، با ادعاى وحى و سخن گويى با خدا ، و يا به گفتگوى با واسطه و بى واسطه نقل كرده ، و اين مطلبى است كه هيچيك از حواس ظاهرى انسان با آن آشنايى ندارد ، و حتى تجربه نيز نميتواند انسان را با آن آشنا
--> 1 - سوره فرقان آيه 21 2 - سوره فرقان آيه 22 3 - سوره حجر آيه 8 4 - سوره قمر آيه 9