السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
131
تفسير الميزان ( فارسي )
( و حق چنين در خواستى هم داشتند ، براى اينكه عقل مردم بايشان اجازه نميدهد دنبال هر ادعايى را بگيرند ، و زمام عقايد خود را بدست هر كسى بسپارند ، بلكه بايد به كسى ايمان بياورند كه يقين داشته باشند از ناحيه خدا آمده ) آرى كسى كه ادعا مىكند فرستاده خدا است ، و خدا از طريق وحى يا بدون واسطه وحى با وى سخن ميگويد ، و يا فرشته اى بسوى او نازل مىشود ، ادعاى امرى خارق العاده مىكند ، چون وحى و امثال آن از سنخ ادراكات ظاهرى و باطنى كه عامه مردم آن را ميشناسند ، و در خود مىيابند ، نيست ، بلكه ادراكى است مستور از نظر عامه مردم ، و اگر اين ادعا صحيح باشد ، معلوم است كه از غيب و ما وراى طبيعت تصرفاتى در نفس وى مىشود ، و به همين جهت با انكار شديد مردم روبرو مىشود . و مردم در انكار دعوى انبياء يكى از دو عكس العمل را نشان دادند ، جمعى در مقام ابطال دعوى آنان بر آمده ، و خواستند تا با استدلال آن را باطل سازند ، از آن جمله گفتند : ( إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنا ، تُرِيدُونَ أَنْ تَصُدُّونا عَمَّا كانَ يَعْبُدُ آباؤُنا ، شما جز بشرى مثل ما نيستيد ، و با اينحال ميخواهيد ما را از پرستش چيزهايى كه پدران ما مىپرستيدند باز بداريد ) ، « 1 » كه حاصل استدلالشان اينست كه شما هم مثل ساير مردميد ، و مردم در نفس خود چنين چيزهايى كه شما براى خود ادعا مىكنيد نمىيابند ، با اينكه آنها مثل شما و شما مثل ايشانيد ، و اگر چنين چيزى براى يك انسان ممكن بود ، براى همه بود ، و يا همه مثل شما ميشدند . و از سوى ديگر يعنى از ناحيه انبياء جوابشان را بنا بر حكايت قرآن كريم چنين دادند : ( قالَتْ لَهُمْ رُسُلُهُمْ إِنْ نَحْنُ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ ، وَلكِنَّ اللَّه يَمُنُّ عَلى مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِه ، رسولان ايشان بايشان گفتند : ما ( همانطور كه شما مىگوييد ) جز بشرى مثل شما نيستيم ، تنها تفاوت ما با شما منتى است كه خدا بر هر كسى بخواهد مىگذارد ) ، « 2 » يعنى مماثلت را قبول كرده گفتند : رسالت از منتهاى خاصه خدا است ، و اختصاص بعضى از مردم به بعضى از نعمتهاى خاصه ، منافاتى با مماثلت ندارد ، هم چنان كه مىبينيم : بعضى از مردم به بعضى از نعمتهاى خاصه اختصاص يافتهاند و اگر خدا بخواهد اين خصوصيت را نسبت به بعضى قائل شود مانعى نيست كه جلوگيرش شود ، نبوت هم يكى از آن خصوصيتها است ، كه خدا انبياء را بدان اختصاص داده ، هر چند كه ميتوانست به غير ايشان نيز بدهد . نظير اين احتجاج كه عليه انبياء كردند ، استدلالى است كه عليه رسول اسلام ( ص ) كردند ، و قرآن آن را چنين حكايت مىكند : ( أأُنْزِلَ عَلَيْه الذِّكْرُ مِنْ بَيْنِنا ، آيا از ميانه همه ما مردم ، قرآن تنها به او نازل شود ؟ ) « 3 » و نيز حكايت مىكند كه گفتند : ( لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ ؟
--> 1 - سوره ابراهيم آيه 10 2 - سوره ابراهيم آيه 11 3 - سوره ص آيه 8