السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
130
تفسير الميزان ( فارسي )
كه مىگفت : من آيتى از ناحيه پروردگارتان آوردهام ، من براى شما از گل مجسمه مرغى ميسازم ، بعد در آن ميدمم ، ناگهان باذن خدا مرغ زنده مىشود ، و كور مادر زاد و جذامى را شفا مىدهم ، و مردگان را باذن خدا زنده مىكنم ، و بشما خبر مىدهم كه امروز چه خوردهايد ، و در خانه چه ذخيره ها داريد ، همه اينها آيتهايى است براى شما اگر كه ايمان بياوريد ) ، « 1 » و همچنين قبل از انتشار دعوت اسلام قرآن را بعنوان معجزه بوى دادهاند . با اينكه همانطور كه در اشكال گفتيم ، هيچ تلازمى ميان حق بودن معارفى كه انبياء و رسل در باره مبدء و معاد آوردهاند ، و ميانه آوردن معجزه نيست ؟ علاوه بر نبودن ملازمه ، اشكال ديگر اينكه : اصلا معارفى كه انبياء آوردهاند ، تمام بر طبق برهانهايى روشن و واضح است ، و اين براهين هر عالم و بصيرى را از معجزه بى نياز مىكند ، و به همين جهت بعضى گفتهاند : اصلا معجزه براى قانع كردن عوام الناس است ، چون عقلشان قاصر است از اينكه حقايق و معارف عقلى را درك كنند ، بخلاف خاصه مردم ، كه در پذيرفتن معارف آسمانى هيچ احتياجى بمعجزه ندارند . جواب از اين اشكال اينست كه انبياء و رسل ، هيچيك هيچ معجزه اى را براى اثبات معارف خود نياوردند ، و نمىخواستند با آوردن معجزه مسئله توحيد و معاد را كه عقل خودش بر آنها حكم مىكند اثبات كنند ، و در اثبات آنها بحجت عقل اكتفاء كردند ، و مردم را از طريق نظر و استدلال هوشيار ساختند . هم چنان كه قرآن كريم در استدلال بر توحيد مىفرمايد : ( قالَتْ رُسُلُهُمْ : أفِي اللَّه شَكٌّ فاطِرِ السَّماواتِ وَالأَرْضِ ؟ رسولان ايشان بايشان مىگفتند : آيا در وجود خدا پديد آرنده آسمانها و زمين شكى هست ؟ ! ) « 2 » ، و در احتجاج بر مسئله معاد مىفرمايد : ( وَما خَلَقْنَا السَّماءَ وَالأَرْضَ وَما بَيْنَهُما باطِلًا ، ذلِكَ ظَنُّ الَّذِينَ كَفَرُوا ، فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مِنَ النَّارِ ، أَمْ نَجْعَلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ كَالْمُفْسِدِينَ فِي الأَرْضِ ؟ أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِينَ كَالْفُجَّارِ ؟ ما آسمان و زمين و آنچه بين آن دو است بباطل نيافريديم ، اين پندار كسانى است كه كافر شدند ، پس واى بر كسانى كه كفر ورزيدند ، از آتش ، آيا ما با آنان كه ايمان آورده و عمل صالح كردند ، چون مفسدان در زمين معامله مىكنيم ؟ و يا متقين و فجار را بيك چوب ميرانيم ؟ ) « 3 » نه اينكه براى اثبات اين معارف متوسل بمعجزه شده باشند ، بلكه معجزه را از اين بابت آوردند كه مردم از ايشان در خواست آن را كردند ، تا بحقانيت دعويشان پى ببرند .
--> 1 - سوره آل عمران آيه 49 2 - سوره ابراهيم آيه 10 3 - سوره ص آيه 28