السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
111
تفسير الميزان ( فارسي )
نبودن اختلاف در قرآن تحدى كرده است ، چه ظاهرش اين است كه تنها چيزى كه بشر را عاجز از آوردن مثل قرآن كرده ، اين است كه خود قرآن ، يعنى الفاظ ، و معانيش ، اين خصوصيت را دارد : كه اختلافى در آن نيست ، نه اينكه خداى تعالى دلها را از اينكه در مقام پيدا كردن اختلافهاى آن برآيند منصرف نموده باشد ، بطورى كه اگر اين صرف نبود ، اختلاف در آن پيدا ميكردند ، پس اينكه جمعى از مفسرين ، اعجاز قرآن را از راه صرف ، و تصرف در دلها معجزه دانستهاند ، حرف صحيحى نزدهاند ، و نبايد بدان اعتناء كرد . بعد از آنكه اين مقدمه روشن شد ، اينك در پاسخ از اصل شبهه هاى دوگانه مىگوئيم : اينكه گفتيد : معجزه بودن قرآن از نظر بلاغت محال است ، چون مستلزم آنست كه ، انسان در برابر ساخته خودش عاجز شود ، جواب مىگوييم : كه آنچه از كلام مستند بقريحه آدمى است ، اين مقدار است كه طورى كلام را تركيب كنيم ، كه از معناى درونى ما كشف كند ، و اما تركيب آن ، و چيدن و نظم كلماتش ، بطورى كه علاوه بر كشف از معنا ، جمال معنا را هم حكايت كند ، و معنا را به عين همان هيئتى كه در ذهن دارد ، بذهن شنونده منتقل بسازد ، و يا نسازد ، و عين آن معنا كه در ذهن گوينده است ، بشنونده نشان بدهد ، و يا ندهد ، و نيز خود گوينده ، معنا را طورى در ذهن خود تنظيم كرده ، و صورت علميه اش را رديف كرده باشد ، كه در تمامى روابطش ، و مقدماتش ، و مقارناتش ، و لواحق آن ، مطابق واقع باشد ، و يا نباشد ، يا در بيشتر آنها مطابق باشد ، يا در بعضى از آنها مطابق ، و در بعضى مخالف باشد ، و يا در هيچيك از آنها رعايت واقع نشده باشد ، امورى است كه ربطى به وضع الفاظ ندارد بلكه مربوط به مقدار مهارت گوينده در فن بيان ، و هنر بلاغت است ، و اين مهارت هم مولود قريحه ايست كه بعضى براى اين كار دارند ، و يك نوع لطافت ذهنى است ، كه به صاحب ذهن اجازه مىدهد كلمات و ادوات لفظى را به بهترين وضع رديف كند ، و نيروى ذهنى او را بان جريانى كه مىخواهد در قالب لفظ در آورد ، احاطه مىدهد بطورى كه الفاظ تمامى اطراف و جوانب آن ، و لوازم و متعلقات آن جريان را حكايت كند . پس در باب فصاحت و بلاغت ، سه جهت هست ، كه ممكن است هر سه در كلامى جمع بشود ، و ممكن است در خارج ، از يكديگر جدا شوند . 1 - ممكن است يك انسان آن قدر بواژه هاى زبانى تسلط داشته باشد ، كه حتى يك لغت از آن زبان برايش ناشناخته و نامفهوم نباشد ، و لكن همين شخص كه خود يك لغت نامه متحرك است ، نتواند با آن زبان و لغت حرف بزند . 2 - و چه بسا مىشود كه انسانى ، نه تنها عالم بلغتهاى زبانى است ، بلكه مهارت