السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
109
تفسير الميزان ( فارسي )
پس خاصه كشف از معنا در لفظ ، خاصه ايست قراردادى ، و اعتبارى ، كه انسان اين خاصه را بان داده ، و محال است در الفاظ نوعى از كشف پيدا شود ، كه قريحه خود انسان بدان احاطه نيابد ، و بفرضى كه چنين كشفى در الفاظ پيدا شود ، يعنى لفظى كه خود بشر قرار داده ، در برابر معنايى معين ، معناى ديگرى را كشف كند ، كه فهم و قريحه بشر از درك آن عاجز باشد ، اين گونه كشف را ديگر كشف لفظى نميگويند ، و نبايد آن را دلالت لفظ ناميد . علاوه بر اينكه اگر فرض كنيم كه در تركيب يك كلام ، اعمال قدرتى شود ، كه بشر نتواند آن طور كلام را تركيب كند ، معنايش اين است كه هر معنا از معانى كه بخواهد در قالب لفظ در آيد ، به چند قالب ميتواند در آيد ، كه بعضى از قالبها ناقص ، و بعضى كامل ، و بعضى كاملتر است ، و همچنين بعضى خالى از بلاغت ، و بعضى بليغ و بعضى بليغتر ، آن وقت در ميان اين چند قالب ، يكى كه از هر حيث از ساير قالبها عالىتر است ، بطورى كه بشر نميتواند مقصود خود را در چنان قالبى در آورد ، آن را معجزه بدانيم . و لازمه چنين چيزى اين است كه هر معنا و مقصودى كه فرض شود ، چند قالب غير معجزه آسا دارد ، و يك قالب معجزه آسا ، با اينكه قرآن كريم در بسيارى از موارد يك معنا را به چند قالب در آورده ، و مخصوصا اين تفنن در عبارت در داستانها به خوبى به چشم مىخورد ، و چيزى نيست كه بشود انكار كرد ، و اگر بنا بدعوى شما ، ظاهر آيات قرآن معجزه باشد ، بايد يك مفاد ، و يك معنا ، و يا بگو يك مقصود ، چند قالب معجزه آسا داشته باشد . در جواب مىگوييم : قبل از آنكه جواب از شبهه را بدهيم مقدمتا توجه بفرمائيد كه ، اين دو شبهه و نظائر آن ، همان چيزيست كه جمعى از اهل دانش را وادار كرده ، كه در باب اعجاز قرآن در بلاغتش ، معتقد به صرف شوند ، يعنى بگويند : درست است كه به حكم آيات تحدى ، آوردن مثل قرآن يا چند سوره اى از آن ، و يا يك سوره از آن ، براى بشر محال است ، بشهادت اينكه دشمنان دين ، در اين چند قرن ، نتوانستند دست بچنين اقدامى بزنند ، و لكن اين از آن جهت نيست كه طرز تركيببندى كلمات فى نفسه امرى محال باشد و خارج از قدرت بشر بوده باشد ، چون مىبينيم كه تركيببندى جملات آن ، نظير تركيب و نظم و جمله بندىهايى است كه براى بشر ممكن است . بلكه از اين جهت بوده ، كه خداى سبحان نگذاشته دشمنان دينش دست بچنين اقدامى بزنند ، به اين معنا كه با اراده الهيه خود ، كه حاكم بر همه عالم ، و از آن جمله بر دلهاى بشر است ، تصميم بر چنين امرى را از دلهاى بشر گرفته ، و به منظور حفظ معجزه ، و نشانه نبوت ، و نگه دارى پاس حرمت رسالت ، هر وقت بشر ميخواسته در مقام معارضه با قرآن برآيد ، او تصميم وى را شل مىكرده ، و در آخر منصرفش ميساخته .