السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
107
تفسير الميزان ( فارسي )
آسمانى بودن اين كتاب شك داريد ، نظير آن را بياوريد ، مسئله بلاغت قرآن است ، و در اين باره فرموده : ( أَمْ يَقُولُونَ افْتَراه ، قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِه مُفْتَرَياتٍ ، وَادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّه إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ ، فَإِلَّمْ يَسْتَجِيبُوا لَكُمْ ، فَاعْلَمُوا أَنَّما أُنْزِلَ بِعِلْمِ اللَّه ، وَأَنْ لا إِله إِلَّا هُوَ ، فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ ؟ و يا ميگويند : اين قرآن را وى به خدا افتراء بسته ، بگو اگر چنين چيزى ممكن است ، شما هم ده سوره مثل آن را به خدا افتراء ببنديد ، و حتى غير خدا هر كسى را هم كه ميتوانيد بكمك بطلبيد ، اگر راست مىگوييد ، و اما اگر نتوانستيد اين پيشنهاد را عملى كنيد ، پس بايد بدانيد كه اين كتاب بعلم خدا نازل شده ، و اينكه معبودى جز او نيست ، پس آيا باز هم تسليم نميشويد ؟ ! « 1 » ، و نيز فرموده : ( أَمْ يَقُولُونَ : افْتَراه ، قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِه ، وَادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّه ، إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ ، بَلْ كَذَّبُوا بِما لَمْ يُحِيطُوا بِعِلْمِه ، وَلَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُه ، و يا ميگويند : قرآن را بدروغ به خدا نسبت داده ، بگو : اگر راست مىگوييد ، يك سوره مثل آن بياوريد ، و هر كسى را هم كه ميتوانيد بكمك دعوت كنيد ، لكن اينها بهانه است ، حقيقت مطلب اين است كه چيزى را كه احاطه علمى بدان ندارند ، و هنوز بتاويلش دست نيافتهاند ، تكذيب مىكنند ) « 2 » . اين دو آيه مكى هستند ، و در آنها بنظم و بلاغت قرآن تحدى شده ، چون تنها بهره اى كه عرب آن روز از علم و فرهنگ داشت ، و حقا هم متخصص در آن بود ، همين مسئله سخندانى ، و بلاغت بود ، چه ، تاريخ ، هيچ ترديدى نكرده ، در اينكه عرب خالص آن روز ، ( يعنى قبل از آنكه زبانش در اثر اختلاط با اقوام ديگر اصالت خود را از دست بدهد ) ، در بلاغت به حدى رسيده بود ، كه تاريخ چنان بلاغتى را از هيچ قوم و ملتى ، قبل از ايشان و بعد از ايشان ، و حتى از اقوامى كه بر آنان آقايى و حكومت مىكردند ، سراغ نداده ، و در اين فن به حدى پيش رفته بودند ، كه پاى احدى از اقوام بدانجا نرسيده بود ، و هيچ قوم و ملتى كمال بيان و جزالت نظم ، و وفاء لفظ ، و رعايت مقام ، و سهولت منطق ايشان را نداشت . از سوى ديگر قرآن كريم ، عرب متعصب و غيرتى را بشديدترين و تكان دهنده ترين بيان تحدى كرده ، با اينكه همه ميدانيم عرب آن قدر غيرتى و متعصب است ، كه به هيچ وجه حاضر نيست براى كسى و در برابر كار كسى خضوع كند ، و احدى در اين مطلب ترديد ندارد . و نيز از سويى ديگر ، اين تحدى قرآن يك بار ، و دو بار نبوده ، كه عرب آن را فراموش كند ، بلكه در مدتى طولانى انجام شد ، و در اين مدت عرب آن چنانى ، براى تسكين حميت و غيرت خود نتوانست هيچ كارى صورت دهد ، و اين دعوت قرآن را جز با شانه خالى كردن ، و اظهار عجز بيشتر
--> 1 - سوره هود آيه 14 2 - سوره يونس آيه 39