السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

100

تفسير الميزان ( فارسي )

ناگهان طلوع كرد ، و كتابى آورد ، كه فحول و عقلاى قومش از آوردن چون آن عاجز ماندند ، و زبان بلغاء و فصحاء و شعراى سخندانشان به لكنت افتاد ، و لال شد ، و بعد از آنكه كتابش در اقطار زمين منتشر گشت ، احدى جرئت نكرد كه در مقام معارضه با آن بر آيد ، نه عاقلى اين فكر خام را در سر پروريد ، و نه فاضلى دانا چنين هوسى كرد ، نه خردمندى در ياراى خود ديد ، و نه زيرك هوشيارى اجازه چنين كارى به خود داد . نهايت چيزى كه دشمنانش در باره اش احتمال دادند ، اين بود : كه گفته‌اند : وى سفرى براى تجارت بشام كرده ، ممكن است در آنجا داستانهاى كتابش را از رهبانان آن سرزمين گرفته باشد ، در حالى كه سفرهاى آن جناب بشام عبارت بود از يك سفر كه با عمويش ابو طالب كرد ، در حالى كه هنوز بسن بلوغ نرسيده بود ، و سفرى ديگر با ميسره غلام خديجه ع كرد ، كه در آن روزها بيست و پنجساله بود ، ( نه چهلساله ) ، علاوه بر اينكه جمعى كه با او بودند شب و روز ملازمش بودند . و بفرض محال ، اگر در آن سفر از كسى چيزى آموخته باشد ، چه ربطى به اين معارف و علوم بى پايان قرآن دارد ؟ و اين همه حكمت و حقايق در آن روز كجا بود ؟ و اين فصاحت و بلاغت را كه تمامى بلغاى دنيا در برابرش سر فرود آورده ، و سپر انداختند ، و زبان فصحاء در برابرش لال و الكن شده ، از چه كسى آموخته ؟ . و يا گفته‌اند : كه وى در مكه گاهى بسر وقت آهنگرى رومى مىرفته ، كه شمشير ميساخت . و قرآن كريم در پاسخ اين تهمتشان فرمود : ( وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ : إِنَّما يُعَلِّمُه بَشَرٌ ، لِسانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْه أَعْجَمِيٌّ ، وَهذا لِسانٌ عَرَبِيٌّ مُبِينٌ ، ما دانستيم كه آنان ميگويند بشرى اين قرآن را بوى درس ميدهد ، ( فكر نكردند آخر ) زبان آن كسى كه قرآن را بوى نسبت ميدهند غير عربى است ، و اين قرآن به زبان عربى آشكار است ) « 1 » . و يا گفته‌اند : كه پاره اى از معلوماتش را از سلمان فارسى گرفته ، كه يكى از علماى فرس ، و داناى بمذاهب و اديان بوده است ، با اينكه سلمان فارسى در مدينه مسلمان شد ، و وقتى به زيارت آن جناب نائل گشت ، كه بيشتر قرآن نازل شده بود چون بيشتر قرآن در مكه نازل شد ، و در اين قسمت از قرآن تمامى آن معارف كلى اسلام ، و داستانها كه در آيات مدنى هست ، نيز وجود دارد ، بلكه آنچه در آيات مكى هست ، بيشتر از آن مقدارى است كه در آيات مدنى وجود دارد ، پس سلمان كه يكى از صحابه آن جناب است ، چه چيز بمعلومات او افزوده ؟ .

--> 1 - سوره نحل آيه 103 .