السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

75

تفسير الميزان ( فارسي )

آموختيم ، تلاوت مىكنند . « 1 » مؤلف : اين دو روايت مبنى بر اين هستند كه انفاق ، اعم از انفاق مالى باشد ، و همين طور هم هست ، هم چنان كه قبلا گفتگويش گذشت . بحث فلسفى در اين بحث پيرامون اين معنا گفتگو داريم ، كه آيا جائز است انسان بر غير از ادراكهاى حسى ، يعنى بر مبانى عقلى اعتماد كند ، يا نه ؟ و اين مسئله خود يكى از مسائلى است كه معركه آراء دانشمندان غربى اخير قرار گرفته ، و روى آن از دو طرف حرفها زده‌اند ، البته همانطور كه گفتيم متاخرين از دانشمندان غرب روى آن ايستادگى كرده‌اند ، و گر نه بيشتر قدماء و حكماى اسلام ، فرقى ميان ادراكات حسى و عقلى نگذاشته ، هر دو را مثل هم جائز دانسته‌اند . بلكه گفته‌اند : كه برهان علمى شانش اجل از آنست كه پيرامون محسوسات اقامه شود ، اصلا محسوسات را بدان جهت كه محسوسند شامل نميشود . در مقابل ، بيشتر دانشمندان غرب ، و مخصوصا طبيعىدانهاى آنان ، بر آن شده‌اند كه اعتماد بر غير حس صحيح نيست ، به اين دليل كه مطالب عقلى محض ، غالبا غلط از آب در مىآيد ، و براهين آن بخطا مىانجامد ، و معيارى كه خطاى آن را از صوابش جدا كند ، در دست نيست ، چون معيار بايد حس باشد ، كه دست حس و تجربه هم بدامن كليات عقلى نمىرسد ، و چون سر و كار حس تنها با جزئيات است ، و وقتى اين معيار بان براهين راه نداشت ، تا خطاى آنها را از صوابش جدا كند ، ديگر بچه جرأت ميتوان بان براهين اعتماد كرد ؟ ! بخلاف ادراكهاى حسى ، كه راه خطاى آن بسته است ، براى اينكه وقتى مثلا يك حبه قند را چشيديم ، و ديديم كه شيرين است ، و اين ادراك خود را دنبال نموده ، در ده حبه ، و صد حبه و بيشتر تجربه كرديم ، يقين مىكنيم كه پس بطور كلى قند شيرين است ، و اين دركهاى ذهنى چندين باره را در خارج نيز اثبات مىكنيم . اين دليل غربىها است ، بر عدم جواز اعتماد بر براهين عقلى ، اما دليلشان عليل ، و مورد اشكال است ، آن هم چند اشكال . اول اينكه همه مقدماتى كه براى بدست آوردن آن نتيجه چيدند مقدماتى بود عقلى ، و غير حسى پس آقايان با مقدماتى عقلى ، اعتماد بر مقدمات عقلى را باطل كرده‌اند ، غافل از آنكه اگر اين دليلشان صحيح باشد ، مستلزم فساد خودش مىشود . دوم اينكه غلط و خطاء در حس ، كمتر از خطاء در عقليات نيست ، و اگر باور ندارند بايد تا

--> 1 - معانى الاخبار ص 23 ح 2