دكتر عقيقى بخشايشي
1777
چهارده نور پاك ( فارسي )
تبسم فرمود آنگاه دستور نشست به من دادند و توضيح فرمودند : آيا هر علمى را عالمى مىتواند تحمل كند ؟ خداوند متعال به فرشتگان فرمودند من مى خواهم در روى زمين خليفه اى قرار دهم ، گفتند : آيا مى خواهى در روى زمين ، موجودى را قرار دهى تا فسادى راه اندازد و خون بريزد در صورتى كه ما تسبيح گويان و سجده كنندگان درگاه تو هستيم . خداوند متعال در پاسخ آنان فرمود : من چيزى را مى دانم كه شماها نمى دانيد آيا ملاحظه مى كنى كه فرشتگان توانستند علم خدا را تحمل كنند ؟ ميثم گويد : عرض كردم آيا احاديث شما بالاتر و بزرگ تر از اين مورد است ؟ امام ( عليه السلام ) ادامه دادند يكى ديگر " موسى بن عمران " پيامبر خدا است هنگامى كه تورات به او نازل شد چنين تصور نمود كه در روى زمين ، عالم تر و داناتر از او شخص ديگرى وجود ندارد خداوند متعال خواست به او خبر دهد كه عالم تر و دانشمندتر از او هم وجود دارد چون ترسيد كه او به عجب دچار شود پس خداوند او را به دانشمند و عالم ديگرى ارشاد نمود پس بين او و خضر را گرد آورد او كشتى را سوراخ نمود موسى نتوانست تحمل كند ، سپس غلامى را كشت ، موسى نتوانست تحمل كند ، سپس ديوار را به پا داشت باز موسى ( عليه السلام ) نتوانست تحمل كند ( تا اينكه خضر توضيحات لازم را در مورد اين اعمال خود بيان داشت كه در قرآن مجيد آمده است ) ( 1 ) . و اما پيامبران يكى از آنان همين پيامبر بزرگوار اسلام است مگر او در روز غدير از دست من نگرفت و نگفت : " اللهم من كنت مولاه فعلى مولاه " آيا نتوانستند اين سخن پيامبر خدا را تحمل كنند ؟ جز افراد خاصى كه خداوند آنان را مصون داشته است پس بشارت باد بر شما ! باز بشارت باد بر شما كه خداوند متعال شما را به امورى اختصاص داده است كه فرشتگان ، پيامبران و رسولان را اختصاص نداده است پس نشر وتبليغ فضيلت ما حرج و مشكلى ندارد چون پيامبر خدا ( صلى الله عليه وآله ) فرموده است : " ما گروه انبياء مردم را جز در محدودهء عقل خود ، مورد خطاب قرار نمى دهيم " . ( 2 )
--> 1 . سوره كهف آيه 67 . 2 . معادن الحكمه ج 2 ، ص 253 - 254 .