دكتر عقيقى بخشايشي

1748

چهارده نور پاك ( فارسي )

هم گفتگو مى كرديم ، فردى ناصبى حاضر بود گفت : من نوشته اى بدون مركب مىنويسم اگر امام پاسخ آن را داد مى پذيرم كه او بر حق است . ما مسائلى داشتيم كه نوشتيم ، ناصبى نيز بدون مركب روى برگه اى مطلب خود را نوشت و آن را جزو نامه ها به خدمت امام عسكرى ( عليه السلام ) فرستاديم ، پاسخ سؤالات ما را مرقوم فرمودند و روى برگهء مربوط به ناصبى ، اسم او و اسم پدر و مادرش را نوشتند ، ناصبى چون آن را ديد از هوش رفت و چون به هوش آمد به حق اعتقاد پيدا كرد و در زمرهء شيعيان امام قرار گرفت " . ( 1 ) 6 . " عمر بن ابى مسلم " مى گويد : " سميع مسمعى " همسايهء ديوار به ديوار من بود و مرا بسيار آزار مى داد ، به امام عسكرى ( عليه السلام ) نامه اى نوشتم و تقاضا كردم دعا بفرمايند خداوند فرجى عنايت كند ، پاسخ دادند : تو را به فرجى سريع بشارت مى دهم ، تو مالك خانهء همسايهء مذكور خواهى شد . پس از يك ماه آن مرد فوت كرد و من خانهء او را خريدم و به بركت امام آن را به خانه خويش ضميمه ساختم " . ( 2 ) 7 . " ابو حمزه " مى گويد : " مكرر مى ديدم امام با غلامان ( كه از ملل مختلف بودند و ترك و رومى وديلمى و فارس در ميان آنان بود ) به زبان خودشان سخن مى گويد ، من شگفت زده شدم ، پيش خود مى گفتم . . . امام در مدينه متولد شده . . . چگونه به زبانهاى مختلف تكلم مىكند ، آن گرامى به من رو آورد و فرمود : همانا خداى عزيز و جليل حجت خود را از ساير آفريدگان ممتاز نموده و به او معرفت هر چيزى را عطا فرموده است ، امام لغتهاى گوناگون و نسب‌ها و پيش آمدها را مىداند و اگر چنين نباشد تفاوتى ميان امام و مردم

--> 1 . مناقب چاپ نجف ج 3 ، ص 538 . 2 . كشف الغمه ج 3 ، ص 302 .