دكتر عقيقى بخشايشي

1739

چهارده نور پاك ( فارسي )

فراهم مى ساختم . هنگامى كه به منزل ابى محمد ( عليه السلام ) رسيديم غلام امام بيرون آمد و گفت على بن ابراهيم و فرزندش وارد شوند . وقتى وارد شديم و سلام عرض كرديم به پدرم فرمودند چرا تا به حال تأخير كرده اى و پيش ما نيامده اى ؟ عرض كردم خجالت مى كشيدم كه با اين حال ، شما را زيارت نمايم مدتى در حضور او بوديم وقتى اجازهء مرخصى گرفتيم غلام آن حضرت بيرون آمد و كيسه‌اى به پدرم داد و گفت اين پانصد درهم است كه با دويست درهم آن لباس و با دويست درهم آن آذوقه و با صد درهم آن مخارج خود را فراهم ساز ! ولى به عراق نرو بلكه به سوى " سورا " برو و از آنجا زنى اختيار كن و به من 300 درهم عنايت فرمودند . وقتى به " سورا " رسيدم و زنى اختيار كردم 4000 دينار به من رسيد با اين حال من از " واقفيه " ( 1 ) هستم . ابن الكروى راوى حديث گويد : من به او گفتم آيا دليلى روشن تر از اين مى خواهى كه تو را قانع سازد ؟ گفت تو راست مى گويى ولى عادتى است كه ما آن را پيش گرفته ايم . ( 2 ) جود و بخشش او خاندان رسالت به مسائل مادى و زندگى از آن نظر توجه و عنايت داشته اند كه بتوانند بوسيلهء آن رضايت و خشنودى پروردگار را جلب كنند يا گرهى از مشكلات زندگى مردم را باز كنند ، از اين رو در خرج و مصرف آن در موارد رضايت پروردگار عالم كوچكترين مضايقه و خوددارى نداشتند به عنوان نمونه چند مورد از بذل و احسان

--> 1 . واقفيه : كسانى بودند كه پيشوائى را در شخص امام موسى كاظم ( ع ) متوقف مى دانستند و كار را به جائى رسانده بودند كه او را " مهدى موعود " مى ناميدند . آنان مى گفتند پيشواى هفتم نمرده است و تا ظهور كامل خود ، طعم مرگ را نخواهد چشيد . به همين جهت يحيى پسر خالد برمكى تا 3 روز اجازهء به خاك سپردن آن پيشوا را نداد تا آنان از اعتقادهاى واهى دست بردارند و مشاهده كنند كه او از دنيا رفته است . 2 . بحار الانوار ج 12 ، ص 164 ، ( چاپ سنگى ) .