دكتر عقيقى بخشايشي

1698

چهارده نور پاك ( فارسي )

را بر حرم او مى بندند تا به زعم خود به كلى اسم و رسم او را فراموش و از دلها بيرون سازند از اين قبيل جنايتها فراوان مى شنيد . آرى او هنوز پنج ساله بود كه در مدينه اين قبيل گزارشها و اخبار ناراحت كننده را مى شنيد يا با چشم خود مى ديد . محمد بن عبد الله استاندار مدينه در ضمن نامه اى به متوكل چنين گزارش داد : " اگر شما را به مكه و مدينه نيازى هست على بن محمد را از اين ديار ، بيرون ببريد چون اكثر مردم اين مناطق را ، مطيع و شيفتهء اخلاق و روش خود ، ساخته است " . ( 1 ) حركت به سوى سامراء در حضور پدر متوكل به يكى از امراى لشكر خود به نام " هرثمة بن أعين " مأموريت داد تا امام هادى را از مدينه به سامراء ( 2 ) جلب كند و از روى سياست نامه اى در كمال توقير و احترام به آن حضرت ، نوشت كه مورخان تاريخ نگارش آن را سال 242 هجرى تعيين كرده اند . ( 3 ) متوكل عباسى در آن نامه تقاضاى حركت و ملاقات آن حضرت را نمود و به ظاهر احترامات و مراسم ادب را به جا آورد ولى در واقع امر ، آنچه توانائى داشت در فراهم آوردن وسائل اهانت و هتك حرمت كوتاهى و مضايقه نداشت . نخست او را چند روز در كاروانسرايى جاى داد ، سپس بارها در خارج از فرصتهاى مناسب ، احضار كرد ، يا امر به تفتيش خانه و منزل او داد كه در يكى از آن تفتيشها وقتى مأمور تجسس از تفتيش بى اساس خود ، نتيجه نمى گيرد از امام پوزش مى طلبد و مى گويد : " معذرت مى خواهم كه بدون اجازه وارد منزل شده و موجبات اذيت شما را فراهم ساختم ، ولى چه كنم

--> 1 . جلاء العيون مجلسى ص 569 . 2 . سامراء كه در زبان ادباى عرب به نامهاى سامراء ( با الف كشيده ) ، سامرا ( با الف كوتاه ) ، سر من رأى ( مسرور گشت هر كه آن را ديد ) ، سراء ، سرور من راى ، ناحيه ، زوراء بنى العباس خوانده شده است از سال 220 هجرى از آن روزى كه معتصم پسر هارون الرشيد آنجا را به عنوان پادگان نظامى قرار داد ، اعتبار و شهرت خود را به دست آورد و به سرعت عمران و آبادانى آن ، پيشرفت كرد و روز به روز توسعه يافت به حدى كه مركز خلافت ومقر حكومت خليفه عباسى قرار گرفت . ياقوت حموى در معجم البلدان تأسيس و بناى آن را به سام بن نوح نسبت داده و از آن به نيكى ياد كرده است . علاقمندان به " تاريخ سامرا " ج 1 ، ص 9 به بعد مراجعه كنند . 3 . بحار الانوار ج 12 ، ص 146 .