دكتر عقيقى بخشايشي
1816
چهارده نور پاك ( فارسي )
سپس رو به من فرمودند : بصرى ! پاسخهاى نامه ها را بياور . با خود گفتم اين هم نشانهء دوم تنها نكتهء ابهامى كه در قضيه باقى مانده بود نشانهء سوم بود كه در تاريكى و ابهام خود باقى مانده بود . يكى از حضار سؤال كرد اين بچه كى بود ؟ جعفر گفت : من نه هرگز او را ديده ام و نه او را مى شناسم ! من منتظر حل مشكل خود بودم و آن مشكل هم به اين ترتيب حل شد : همگى نشسته بوديم ناگاه جمعى از شيعيان قم وارد شدند و سراغ امام حسن عسكرى ( عليه السلام ) را گرفتند وقتى از جريان رحلت امام آگاه شدند ، بسيار متأثر و ناراحت شدند . پرسيدند : پس وظيفهء ما چيست ؟ و به كى بايد مراجعه كنيم ؟ عده اى جعفر را نشان دادند . به او سلام گفتند و تسليت دادند سپس اظهار نمودند همراه ما نامه و اموالى هست لطفا بفرمائيد نامه ها از كيست ؟ و مقدار پول چقدر است ؟ جعفر بلند شد و در حالى كه لباسهاى خود را تكان مى داد از مجلس خارج شد و با خود مى گفت : مردم از ما غيب هم مطالبه مى كنند ! و در آن لحظات حساس من از طرف امام عصر ( عليه السلام ) ، اسامى نويسندگان نامه و مبلغ پولى كه در ميان هميان بود گفتم و امام ( عليه السلام ) افزودند كه جمعا هزار دينار اشرفى است كه ده دينار آن پوچ و بى اعتبار است . گفتند آن آقايى كه تو را مأمور كرده است ، امام و پيشواى ما هم اوست . جعفر پس از اين اتفاق پيش خليفه رفت و گزارش قضيه را پيش معتمد برد . معتمد از آن تاريخ مأمورين خود را بر منزل امام گسيل داشت تا كمال مراقبت را از آن بزرگوار به عمل آورند و خود هميشه مترصد اوضاع خاندان امام بود و جمعى از كنيزان امام عسكرى ( عليه السلام ) را بازداشت نمود و خانوادهء قاضى شهر را مأمور رسيدگى به اوضاع آنان نمود " . ( 1 ) پاسخ يك سؤال اكنون از نظر خوانندهء محترم عبور مىكند كه نماز خواندن امام ( عليه السلام ) بر جنازهء پاك پدر بزرگوارشان به چه ترتيبى بوده است ؟ با آن همه مراقبتها و شدت عملى كه از طرف
--> 1 . جلاء العيون ص 578 ، بحار الانوار ج 12 ، ص 77 .