مصطفى نوراني اردبيلي
164
طب اسلامى ( فارسي )
سركه تهيه نموده وقبل از غذا بخورند سبب تليين مزاج مىگردد ريشه آن بيشتر باعث ايجاد نفخ شده وديرتر از بدن خارج مىگردد كساني كه مزاجشان حار نيست بايد با خوردن چغندر ومري وريختن دانهها وادويه خوشبو روى آن آن را اصلاح نمايند اگر آن را در آش ماست يا آش دوغ بريزند بعد از آن بايد غداريقون وگوارش زيره ميل نمايند . چغندر از كتاب قديمى سلق به فارسي چغندر نامند آنچه در غايت سبزى وبزرگى برگ باشد سلق اسود گويند وآنچه ريزه برگ ومائل به زردى وساق وبرگ باريك باشد سلق ابيض نامند مركب القوى وحرارتش در أول وبابورقيه وقوه قابضه ورطوبت مائيه وجالى ومحلل ومبرد ومصفى وجرم آن جانس طبع ومائيه آن ملين آن وقليل الغذا ونفاخ ومفتح بلغم وجهت رعشه وتحريك باه موافق وبهترين اجزاى آن آب برگ آن وساقهاى برگ آن بهتر از بيخ آن است واز طبخ بورقيه آن زايل مىگردد وخوردن آن كه با سركه وخردل طبخ يافته باشد جهت رفع سده طحال بسيار مؤثر وجهت درد گرده ومثانه وامراض مقعد نافع وآب آن با ادويه معين اخراج بلغم وجهت مفاصل ونقرس نافع وسعوط آن جهت تنقيه فضول دماغى وهر كلنگ جهت لقوه وصداع وشقيقه وحمره عنب وقطور نيم گرم آن با روغن بادام جهت درد گوش ونطول طبيخ برگ وبيخ آن جهت حزاز ونخاله سروقمل وصنان كه به فارسي زرشك نامند وضماد آن نيمگرم آن بابوره ارمنى جهت تهييج پشت پا واستسقا مجرب وحقنه آن جهت اخراج ثقل وسحج وبروز مقعد وطلاى برگ پخته آن جهت سوختگى آتش و