محمد مؤمن بن محمد زمان تنكابني

376

تحفه حكيم مؤمن يا تحفة المؤمنين ( فارسي )

همه خطوط واستادان بر كاغذهاى طون مبالغه افتاده وألوان متفرقة بسيار است بعضي مفرد ومجرد چون زرد وسرخ وآل وكبود وزنگارى وخود رنگ وگاهى وآنچه مركب است بعضي ديگر چون عودي وسنير وگلگون وفربهء ونارنجى پس طريق بنمود واز بيان وعيان مىشود رنگ زرد وقدرى زعفران بيغش را كه تلخ وزرد رنگ بوده باشد وريشه ريشه از يكديگر جدا بسايند ودر شيشه كند وهر يك مثقال زعفران را به پنج سير آب پاك بياميزد وسر شيشهء محكم كند ودر آفتاب نهد سه روز تا غايت شيرهء آن بيرون آيد چرم آن چون كاغذ بماند آنگاه أو را بر كوى نازك بيالايد ودر قدحى چينى بگذارد تا صاف شود وبعد از آن در طبق پهن بزرگ در زير وكاغذ را بر آن بيالايد وچندان توقف كند تا رنگ در مجموع اجزاى كاغذ اثر كند وانگاه پارهء كرباس پاك بر طناب اندازد وكاغذ را بر بالاى كرباس طناب افكند ودر سايهء خشك كند رنگ سرخ به آب بقم جوشيده كند وآب گل بوستان افروز جوشيده وآب شاه توت اما اين رنگها را بقائى نيست زود متغير مىشود وكاغذ را درشت وشكننده كند اما اگر رنگ لاك كند بغايت جوزب وپى عيب است وهر پنج سير رنگ لاك را در ديگ سنگى با يكمن ونيم آب طبيخ دهد تابده سير آيد وصاف كنند وكاغذ ارمگ كنند وبه همان منوال خشك كنند رنگ آل قدرى گل معصفر را بر لتهء پاكى افكند واندك اندك آب بروى مىريزد تا هر چه زرد اپى كه دارد از آنچا بچكد بعد از آن هر يكمن گل معصفر را دو ميسر اشخور سوده بروى پاشد ويك ساعت در وى بمالد بعد از آن بيرون آرد بهمان قانون خشك سازد باحتياط تمام رنگ بايد كرد اين مشكلتر از ألوان است رنگ ألوان رنگ كبود به نيلى سرائى صاف كرده كنند وآب گلهاى كبود اما اين نيز پسنديده نيست بهتر از همه آنستكه در فصل بهار وتابستان تخم علف آفتاب گردش را بگيرد در كوهى پاك را بشيرهء آن بيالايد ودر سايه خشك كند وباز بيالايد ودر سايه خشك كند تا سه بار بعد از آن قدرى از آن كبودك در آب سرد بيفشارد وصاف سازد وكاغذ رنگ كند اما اين نيز پايدار نباشد واز رنگ اصلى بگردد وبنفش شود رنگ زنگارى زنگار كه از ورق مس وسركه كهنه حاصل شده باشد در كاسهء چلبى با سركه صلايه كند تا هيچ جرم دروى نماند پدس هر يك زنگار را در آب سياه پاك بياميزد ويك شبانه روز بنهد وسر بپوشد تا گرد وخاك بوى نرسد بعد از آن صاف آن را بگيرد وكاغذ رنگ كند رنگ خود رنگ قدرى برگ حناى پاك پى غبار وخاك را تا كوفه را تا كوفته در آب گرم كند يكروز ويكشب بگذارد وبعد از آن بيالايد وصاف كند وكاغذ رنگ كند وهر يكسير حنا راده سير آب بايد واگر آب زيادة كند مله شود اگر كاتبان اين رنگ اختيار كرده اند رنگ كاهى قدرى از آن زردابى كه از گل معصفر گرفته ونيك صاف سازد وكاغذ بدان رنگ كند ودر آفتاب خشك گرداند اما آنچه مركب است هر دو رنگ را كه با يكديگر بياميزد ورنگى ديگر حاصل شود رنگ عودي قدرى رنگ لاك وكبودك را با هم ضم كنند وكاغذ را رنگ سازد آميزش ألوان تعلق بارادهء كاتب دارد از هر كدام زياد كنند تغير در بون ظاهر شود تا هر كس هر چه اختيار كند رنگ سبز قدرى كبودك واندك زد أبى بهم ضم كند وصاف كند وكاغذ را بدان رنگ كنند وخشك سازد وباز رنگ كند رنگ گلگون قدرى رنگ لاك وزعفران با يكديگر بياميزد ويكروز بگذارد تا صاف شود وكاغذ رنگ كند اگر زعفران زيادة شود بهتر آيد رنگ فربه قدرى آب مازو وكبودك با هم بياميزد وبگذارد تا صاف شود وكاغذ بدان رنگ كند رنگ نارنجى قدرى زعفران وشاه آب گل معصفر با هم بياميزد وكاغذ را نيمروز در وى مىگذارد وبعد از آن در سايه خشك كند اگر أول كند پس زعفران بر وبهتر باشد چند كزغ كوته اختراع كرده اند كه خط برواى بغايت خوب مىآيد قدرى حنا وزعفران وكبودك با هم بياميزد وكاغذ رنگ كند انكه سياهى وزعفران وآب غوره مختلط وكاغذ بدان گونه دهد ديگر تخم خطمى را يك شبانه وروز در آب كند وبيالايد وكاغذ را بدان گونه دهد وأين بغايت مختار است وپسنديده وكاغذ را نرم كند وخط بروى خوب آيد قدرى نشاسته را اها رشك بزند وبيالايد وكاغذ بدان بر آرد وخشك كند ودو كاغذ را بآهار بر هم مىتوان چسبانيد چنانكه هر دو يك شوند مهره زند وبنويسد كه خط بروى زيبا آيد وبا كاغذ سلطاني برابرى كند وديگر قدرى سريشم ما هي سفيد را سه شبانه روز در آب پاك كند بعد از آن بآتش نرم وگرم كند تا در حال گرم شود وحل سازد وبيالايد وكاغذ را بدان بر آرد به احتياط خشك كند ومهره زند وبنويسد وبخيد چيز ديگر كاغذ وشكر أقوى تواند ساخت پرزها كه بروى باشد قلم كاتب را مانع ورافع سرعة وحركة شود بصلاح آورد لعاب دستبوس را نيك صاف سازد وكاغذ را يك ساعت در وى بگذارد بعد ازآن خشك كند ديگر آب خربزهء شيرين وآب تخم خيارين وشيرهء انگور بيدانه وحليم برنج بي روغن وآب صمغ عربى كه بدينها ماند مقوى كاغذ است وهمچو آينه سازد پس هر كدامرا اختيار كند مجربست از گفته مولانا حنطانعلى هيچ رنگى به از خطائى نيست حاجت انكه آزمائى نيست زعفران وحنا وقطرهء چند از مداد است پيش از اين مپسند خط برو خوب وهم طلا خوبست زينت خط خوب ومرغوبست بهر خط نيم رنگ ميبايد تا از وديده ات بياسايد چشم از رنگ سبز وسرخ وسفيد خيره سازد وچو ديدن خورشيد رنگهائى كه تيره رو باشد خط رنگين برو نكو باشد تمام شد كتاب تحفة المؤمنين بسعى واهتمام عاليجنبان مستغنى القابان جناب ستوده آداب آخوند ملاعلى وجناب سلالة السادات والأطياب آقا سيد حسين الاصفهانيين زيد توفيقيهما در دار النحلافه طهران صاتها الله عن الحدثان على يد الحقير محمد على طهراني غفر ذنوبه وستر عيوبه بحق محمد وآله في 18 شهر رجب المرجب من شهور سنه