محمد مؤمن بن محمد زمان تنكابني
299
تحفه حكيم مؤمن يا تحفة المؤمنين ( فارسي )
وهر گاه عضو قريب باشد مثل معده ومرى بقدر اعتدال كنند واگر باكثرة منافع قوى القوة باشد از مقدار معتدل نيز كمتر بايد گردد اما طريق دانش مزاج مركبات آنست كه اجزاء حاره وبارده ورطبه ويابسه هر يك از مفرداة آن تركيب را از قرار قدر شربت آن حساب نمايند وأقل را از أكثر وضع نموده باقي را بر سمى عدد ادويه كه عبارت از عدد شربت هر يك است قسمت كنند وخارج قسمت از مزاج مركب دانند مثل مزاج مركبى از زنجبيل كه در دويم گرم وخشك است وكندر كه در سيم گرم وخشكست وبنفشه كه در دويم سردوتر است هر گاه از زنجبيل دو شربت باشد واز كندر وبنفشه يكشربت اجزاى حارهء اين مركب يازده وبارده شش ويا بسه مثل حراه ودر طبه مانند بارده خواهد بود بدينصورت حاره بارده رطبه يابسه زنجبيل كندر بنفشه اجزاء حاره ؟ ؟ اجزاء حاره يابسه اجزاء حاره يابسه يازده رطبه بارده رطبه بارده رطبه پس چون أقل كه اجزاء بارده در طبه است از أكثر كه حاره ويا بسه است كم شود پنج جزو از حاره وپنج جزو از يابسه ميماند وچون پنج زا به سمى عدد ادويه كه بحسب عدد وشرباة چهار است قسمت كنند خارج قسمت يك وربع است پس مزاج مركب مذكور در أوايل درجهء دويم گرم وخشك خواهد بود وعلى هدا القياس أيما طريق دانش قدر شربت مركبات آنستكه بعد از تحقيق وزن وعدد شربات مفردات آن جزوى از مركب اخذ نمائيم كه نسبت آن بمجموع وزن مركب چون نسبت واحد باشد بعدد شربات مثلا وزن مجموع أو سى درهم باشد وعدد شربات مفردات ده جزو چون واحد را نسبت بده كه عدد شرباتست نسبت عشر است پس از سى كه وزن مركب است عشر اخذ نموديم كه أو سه درهمست واگر فرضا عدد مشربات سى باشد ووزن مركب ده شربت آن مركب ثلث م خواهد بود زيرا كه نسبت ثلث بده چون نسبت واحد است بعدد شربات كه سى باشد ومركباة سبتى است بر بيست وچهار باب باب أول در ذكر معاجين كبار وضعار وترياقات واياد جات ومفرحات وجوارشات باب دويم در جوب باب سيم در اقراص باب چهارم در سفوفات باب پنجم در اشربه باب ششم در مربيات وبعضى از حلويات باب هفتم در لعوقات باب هشتم در مطبوخات ونقوعات وماء الأصول ومقييات ومسكنات قى باب نهم در منونات ومضمضه وغرغره باب دهم در اكحال وشياقات وادويهء عين باب يازدهم در ادهان وانچه به آن متعلق است باب دوازدهم در مرهمها ودزورات ومات يتعلق بها باب سيزدهم در ضماداة وكمادات ونطولاة وقطورات باب چهاردهم در سعوطات ونشوقات وعطو ساة وشموماة ولخالخ باب پانزدهم در حقنها وفتايل مسهله فرزجات وحمولات باب اشانزدهم درخضاة باو انچه موى را دراز كند وبرو ياند ونرم كند وبستر دو آنچه به آن متعلق باشد باب هفدهم در غسولات ومنقياة بشره ومحمراة وملمناة بدن ومهزلات باب هجدهم در ادويهء گلف وبهق وبرص دوشم ونمش وبرش وخيلان وقلع آثار جلد باب نوزدهم در مضيقات ومطياة فرج وملذوات جماع وآنچه مخصوص است بزنان ومسوحات قضيب باب بيستم در ذكر خواص غريبه وآثار عجيبهء بعضي از ادويه كه از اسرار اطبا وحكماى ما تقدم است باب بيستم ويكم در ذكر بعضي از ادويهء معمول حكماى هند كه بلغة ايشان رساين نامند وآنچه بدان مناسبت باب بيست ودويم در ذكر بعضي از ادويه كه مخصوص معالجهء چهار پايانست از بيطره نقلشده باب بيست وسيم در قلع آثار رنگهاى لباس ورفع چربى وأمثال آن وآنچه بدان متعلق است باب بيست وچهارم در دستور معالجهء طيور كي بزوره نامند باب أول از قسم ثاني دستورات در معاجين مان مشتملست بر پنج فصل فصل أول در ترياقات دويم در ايار رجاة سيم در جوارشات چهارم در معاجين كبار وصغار وبا هيه ومسهله پنجم در مفرحات فصل أول در ترياقات ترياق كبير وآن را ترياق فاروق وترياق أكبر وترياق هادي نامند اند وما حس قديم تاليف نموده وبعد از هزار وصدو پنجاه سال اندر وماحش ثاني تكميل آن نموده واجزاى أو بهفتاد رسيده بغير اقراص وجالينوس ده جزو را كم نمود وآن حسب الغار وشيح جبلى ومصطكى ومقل وعود بلسان وعود هندى وافتيمون واشق وسورنجان وبيخ كبير است شيخ الرئيس تجويز ننمود خصوصا داخل نكردن حب الغار وشصت جزو ديگر مع حب الغار واقراص ووزن أو كه صحيح ترين نسخهاست مذكور مىشود ومتأخرين اين هفت جزو را كه عود هندى وافتيمون واشق وسورنجان وبيخ كبر ومصطكى ومقل ازرن است واخل نكرده اند وهر يك تصرفى نموده ودر أوزان بعضي تغيير داده اند ومرحو مغفور حكيم محمد باقر ظاب تراه بنفشه وحاشا اضافه شصت وسه جزو بجاى شراب عرق مخلصه وبجاى عسل حاشا نموده وتغيير أوزان وتبديل بهنجيست كه از نسخهء آن مبرور طاهر مىشود وترياق أكبر تا سى سال