محمد سرور الدين

233

الطب الكبير يا فرشته نجات ( فارسي )

چگونه ايجاد مىشود . هيچكس نيست بگويد بيمارى جذام مسرى نيست بلكه نتيجة كمبود عوامل غذائى مخصوصا ارسنيك وگوگرد است . سابقا كه محروميت وفقر وتنگدستى زيادتر بود ، جذام هم زيادتر وجود داشت وعده اى بغلط تصور ميكردند كه اين مرض هم مانند ساير امراض مسرى سرايت مستقيم دارد . در جذاميخانه ( بابا باغي ) عده اى كارمند وپرستار سالهاست كار مىكنند وبا بيماران تماس مستقيم دارند وتاكنون بطور نمونه حتى يك نفر آنها هم مبتلا نشده است . در جذاميخانه مشهد آزادى بيشترى وجود دارد وغالبا جذاميها در شهر گردش مىكنند ، زيارة مىروند وحتى بيني آلوده خود را جهة گرفتن شفا به ضريح مطهر مىمالند ، ولى تا كنون احدى از اين راه جذام نگرفته است ، كساني مستعد گرفتن جذام مىشوند كه دسترسى به ميوه وسبزيهاى گوناگون نداشته باشند . كودكانيكه در جذاميخانه متولد مىشوند چون غذاى كافى مىخورند با اينكه در آغوش پدر ومادر جذامى پرورش پيدا مىكنند معذلك تا كنون هيچكدام مبتلا نشده‌اند ونگاهدارى آنها در جذاميخانه ظلم فاحشى است كه ابدا دليل منطقي ندارد . در تحقيقاتيكه من در جذاميخانه هاى مشهد وتبريز كرده‌ام تمام مبتلايان ساكن دهات كوهستانى بودند كه در زمستان زمين آنها در زير برف مدفون بود وهيچگونه سبزى زمستانى نداشته ونخورده بودند وحتى نام شلغم را نشنيده وآنرا قبل از ورود به جذاميخانه نديده بودند . أكثر آنها چوپان بودند از صبح تا شب بدنبال گوسفند مىگشتند وغذاى آنها از نان جو وشير تجاوز نمىكرد . شير براي كودك غذاى كاملى است ، اما تمام املاح مورد نياز بدن انسان بالغ را ندارد . شير بسيارى از املاح مورد احتياج بدن ما را دارد ، اما همه آنها را ندارد ، مخصوصا گوگرد آن براي كودك كافى است ، اما براي اشخاص بزرگ كافى نمىباشد . يك چوپان كه از صبح تا غروب دنبال گوسفند در كوه هاى فاقد درخت ميوه مىگردد ، نه برنج مىخورد ، نه سيب زمينى باو مىرسد ، نه رنگ سير مىبيند ونه پياز مىخورد از كجا مصرف ارسنيك بدن أو كه چند ميلى گرم است بايستى تأمين شود . ممكن است