محمد سرور الدين
18
الطب الكبير يا فرشته نجات ( فارسي )
مبارزه با أصل ميكروب يعنى بطورى كه از هر نوع آن صرفنظر شود مقدور بشر نيست ، زيرا ميكروب يعنى موجود زير ذره بيني ، وأين معنى بقدرى وسيع است كه موجودات خيلى بزرگ را هم شامل مىشود ، چه بسيارى از موجودات بزرگ از همان حيوانات ريز ذره بيني تشكيل يافتهاند . اگر روزى برسد كه بشر بتواند تمام حيوانات ريز را از بين ببرد ، تيشه بريشه هستى خود وخيلى از موجودات زده است ! چون مايه حيات وتغذيه أو وغير أو همان حيوانات ريز مىباشند . مبارزه عمومى با ميكرب ، جنگيدن با ناموس بزرگ طبيعت است . أصل مبارزه از نواميس ضروري وحتمى خلقت است ، ميدان تنازع بقاء بمعناى درست خود ، همان صحنه ايست كه موجودات براي جنگيدن با هم تشكيل ميدهند . هستى وحيات هر موجود بسته بآنست كه برضد خود غلبه كرده واو را از پاى درآورد . حيات يعنى حركت ، حركت يعنى مبارزه ، مبارزه يعنى جنگ ميان دوضد . پس وجود ميكربهاى مضر بمقتضاى أصل وناموس مبارزه لازمست . اگر نباشد ميكربهاى مفيد صحنه را از حريف خالى ديده آرام مىنشينند ومعلومست در صورتيكه وجود آدميزاد ، ( بلكه هر موجود زنده ) ميدان تاخت وتاز ميكرب ها نباشد فعاليت حياتي نابود مىشود . مثلا جهاز هاضمه چرا كار مىكند . معده كه از غذا پرشد چرا بفعاليت مىافتد چون ورود هوا وغذا كه هر دو بيگانه هستند آنها را بزحمت انداخته ، مىخواهند از محيط خويش برانند ، در نتيجة فعاليت ومبارزه كه ريشه حيات است صورت مىگيرد . فرض كنيد دو نفر در مدت يك هفته تحت پذيرائى شما قرا بگيرند به يكى خوراكهاى معمولى ( نان وگوشت وبرنج وغيره ) بدهيد وبديگرى عصارهء بهترين غذاها را ( چيزهائى كه جويدن نخواهد ) پس از يك هفته كداميك آدم حسابي هستند ومتوانند كار كنند وبار بردارند ، معلوم است آنكس كه در خوردن دهان ودندان وجهاز ديگر خود را بكار انداخته است ولو اينكه بنان وسبزى خام قناعت كرده باشد أو صاحب اراده وآدمى قوى وتوانا است وبعكس آن ديگرى كه خوابيده واز عصارهء بهترين غذاها وتزريقات مفيد استفاده كرده است ، ناتوان وچون بيمارى بسترى خواهد بود . چرا چنين است ، چون